تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٣
«وَ لِلَّهِ غَيْبُ السَّماواتِ وَ الأَرْضِ».
و غير او علمش محدود، و در عين محدوديت از ناحيه تعليم الهى است، بنابراين، علم نامحدود، آن هم علم ذاتى، نسبت به تمام آنچه در پهنه زمين و آسمان قرار دارد، مخصوص ذات پاك پروردگار است.
و از سوى ديگر، زمام تمام كارها در كف قدرت او است، «همه چيز به سوى او باز مىگردد» «وَ إِلَيْهِ يُرْجَعُ الأَمْرُ كُلُّهُ».
و اين مرحله «توحيد افعالى» است.
سپس، نتيجه مىگيرد: اكنون كه آگاهى نامحدود و قدرت بىپايان، مخصوص ذات پاك او است، و بازگشت هر چيز به سوى او مىباشد، «بنابراين تنها او را پرستش كن» «فَاعْبُدْهُ».
«و فقط بر او توكّل نما» «وَ تَوَكَّلْ عَلَيْهِ».
و اين مرحله «توحيد عبادت» است.
و از آنچه نافرمانى، سركشى، طغيان و گناه است، بپرهيز؛ چرا كه «پروردگار تو از آنچه انجام مىدهيد غافل نيست» «وَ ما رَبُّكَ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ».
***
نكتهها:
١- علم غيب مخصوص خدا است
همان گونه كه در جلد هفتم، ذيل آيه ١٨٨ سوره «اعراف» و در جلد پنجم ذيل آيه ٥٠ سوره «انعام» مشروحاً بيان كرديم، جاى ترديد نيست كه آگاهى بر اسرار نهان و اسرار گذشته و آينده مخصوص خداوند است، آيات مختلف قرآن نيز، بر اين حقيقت گواهى مىدهد، او در اين صفت تنها است، و هيچ كس شبيه و مانند او نيست.