تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٤
١١٨ وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً واحِدَةً وَ لايَزالُونَ مُخْتَلِفينَ
١١٩ إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ وَ لِذلِكَ خَلَقَهُمْ وَ تَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ لا مْلا نَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعينَ
ترجمه:
١١٨- و اگر پروردگارت مىخواست، همه مردم را يك امّت قرار مىداد؛ ولى آنها همواره مختلفند.
١١٩- مگر كسى را كه پروردگارت رحم كند! و براى همين (پذيرش رحمت) آنها را آفريد! و فرمان پروردگارت قطعى شده كه: جهنم را از همه (سركشان و طاغيان) جنّ و انس پر خواهم كرد!
تفسير:
تفاوت و اختلاف انسانها
در نخستين آيه مورد بحث، به يكى از سنن آفرينش كه در واقع زير بناى ساير مسائل مربوط به انسان است اشاره شده، و آن مسأله اختلاف و تفاوت در ساختمان روح و جسم و فكر و ذوق و عشق انسانها، و مسأله آزادى اراده و اختيار است.
مىفرمايد: «اگر خدا مىخواست، همه مردم را امت واحده قرار مىداد، ولى خداوند چنين كارى را نكرده و همواره انسانها با هم اختلاف دارند» «وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً واحِدَةً وَ لايَزالُونَ مُخْتَلِفينَ».
تا كسى تصور نكند تأكيد و اصرار پروردگار در اطاعت فرمانش دليل بر اين