تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٩
در برابر عوامل فساد بىدفاع ماند، فساد و به دنبال آن نابودى حتمى است.
در آيه نخست، ضمن اشاره به اقوام پيشين، كه گرفتار انواع بلاها شدند مىگويد:
«چرا در قرون و امتها و اقوام قبل از شما، نيكان و پاكان قدرتمند و صاحب فكرى نبودند كه از فساد در روى زمين جلوگيرى كنند» «فَلَوْ لا كانَ مِنَ الْقُرُونِ مِنْ قَبْلِكُمْ أُولُوا بَقِيَّةٍ يَنْهَوْنَ عَنِ الْفَسادِ فِي الأَرْضِ».
بعد، به عنوان استثناء مىگويد: «مگر افراد اندكى كه آنها را نجات داديم» «إِلَّا قَليلًا مِمَّنْ أَنْجَيْنا مِنْهُمْ».
اين گروه اندك، هر چند امر به معروف و نهى از منكر داشتند، اما مانند لوط و خانواده كوچكش، و نوح و ايمان آورندگان محدودش، و صالح و تعداد كمى كه از او پيروى كرده بودند، آن چنان كم و اندك بودند كه توفيق بر اصلاح كلى جامعه نيافتند.
و به هر حال، «ستمگران كه اكثريت اين جامعهها را تشكيل مىدادند، به دنبال ناز و نعمت و عيش و نوش رفتند، و آن چنان مست باده غرور و تنعم و لذات شدند كه دست به انواع گناهان زدند» «وَ اتَّبَعَ الَّذينَ ظَلَمُوا ما أُتْرِفُوا فيهِ وَ كانُوا مُجْرِمينَ».
***
پس از آن، براى تأكيد اين واقعيت، در آيه بعد، اضافه مىفرمايد: اين كه مىبينى خداوند اين اقوام را به ديار عدم فرستاد، به خاطر آن بود كه مصلحانى در ميان آنها نبودند؛ زيرا «خداوند هرگز قوم و ملت و شهر و ديارى را به خاطر ظلم و ستمش نابود نمىكند، اگر آنها در راه اصلاح گام بردارند» «وَ ما كانَ رَبُّكَ لِيُهْلِكَ الْقُرى بِظُلْمٍ وَ أَهْلُها مُصْلِحُونَ».