تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٦
«أُولُو الأَمر»- تسليم بود، هر كس كه باشد، «١» مثلًا: در حديثى از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل كردهاند: بر شما لازم است از سلطان اطاعت كنيد: وَ إِنْ ضَرَبَ ظَهْرَكَ وَ أَخَذَ مالَكَ: «هر چند مال تو را بگيرد و تازيانه بر پشتت بزند»! «٢»
و روايات ديگرى كه روى اطاعت سلطان به معنى وسيع كلمه تأكيد مىكند.
و از سوى ديگر، آيه فوق مىگويد: «به افراد ظالم و ستمگر تكيه و اعتماد نكنيد».
آيا اين دو دستور قابل جمع است؟
بعضى خواستهاند: با يك استثناء، اين تضاد را برطرف سازند، و آن اين كه:
اطاعت سلطان تا آنجا لازم است كه راه عصيان را نپويد، و در طريق كفر گام ننهد.
ولى، لحن روايات آنها در زمينه اطاعت سلطان، چندان با چنين استثنائى هماهنگ نيست.
در هر صورت، ما فكر مىكنيم همان گونه كه در مكتب اهل بيت عليهم السلام آمده، تنها اطاعت از ولىّ امرى لازم است كه عالم و عادل بوده باشد، و بتواند جانشين عام پيامبر صلى الله عليه و آله و امام عليه السلام محسوب شود، و اگر سلاطين بنى اميه و بنى عباس رواياتى به نفع خود در اين زمينه ساخته و پرداختهاند، به هيچ وجه با اصول مكتب ما و با تعليماتى كه از قرآن گرفتهايم هماهنگ نيست.
و بايد چنين رواياتى اگر قابل تخصيص است، تخصيص، و گرنه به كلّى كنار بگذاريم؛ چرا كه هر روايتى بر خلاف كتاب اللّه بوده باشد مردود است، و قرآن صراحت دارد كه امام و پيشواى مؤمنين بايد ظالم نباشد، و آيه فوق نيز صريحاً مىگويد: به ظالمان تكيه و اعتماد نكن!.
و يا اين كه اين گونه روايات را مخصوص مقام ضرورت و ناچارى بدانيم.
***