تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٤
يك جامعه پيشرو، پيشتاز، سربلند و قوى، جامعهاى است كه روى پاى خود بايستد، همان گونه كه قرآن در مثال زيبائى در سوره «فتح» آيه ٢٩ مىفرمايد: فَاسْتَوى عَلى سُوْقِهِ: «همانند گياه سرسبزى كه روى پاى خود ايستاده، و براى زنده ماندن و سرفرازى نياز به وابستگى به چيز ديگر ندارد».
يك جامعه مستقل و آزاد، جامعهاى است كه از هر نظر خودكفا، و پيوند و ارتباطش با ديگران، پيوندى بر اساس منافع متقابل باشد، نه بر اساس اتكاء يك ضعيف بر قوى، اين وابستگى خواه از نظر فكرى و فرهنگى باشد، يا نظامى، يا اقتصادى و يا سياسى، نتيجهاى جز اسارت و استثمار به بار نخواهد آورد، و اگر اين وابستگى به ظالمان و ستمگران باشد، نتيجهاش وابستگى به ظلم آنها و شركت در برنامههاى آنها خواهد بود.
البته، فرمان آيه فوق مخصوص به روابط جامعهها نيست، بلكه پيوند و رابطه دو فرد با يكديگر را نيز شامل مىشود، كه حتى يك انسان آزاده و با ايمان هرگز نبايد متكى به ظالم و ستمگر بوده باشد، كه علاوه بر از دست دادن استقلال، سبب كشيده شدن به دايره ظلم و ستم او، تقويت و گسترش فساد و بيدادگرى خواهد بود.
***
٤- «الَّذينَ ظَلَمُوا» چه اشخاصى هستند؟
مفسران، در اين زمينه احتمالات مختلفى ذكر كردهاند:
بعضى آنها را به مشركان تفسير كرده، ولى همان گونه كه گروه ديگرى گفتهاند، هيچ دليلى ندارد كه آنها را به مشركان منحصر كنيم، و اگر مصداق ظالمان در عصر نزول آيه، مشركان بودهاند، دليل بر انحصار نمىشود.