تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٩
ما نُزِّلَ عَلى رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه و آله آيَةٌ كانَتْ أَشَدَّ عَلَيْهِ وَ لا أَشَقَّ مِنْ هذِهِ الآيَةِ، وَ لِذلِكَ قالَ لِا صْحابِهِ حِيْنَ قالُوا لَهُ أَسْرَعَ إِلَيْكَ الشَّيْبُ يا رَسُولَ اللَّهِ! شَيَّبْتَنِى هُودُ وَ الْواقِعَةُ:
«هيچ آيهاى شديدتر و مشكلتر از اين آيه بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل نشد، و لذا هنگامى كه اصحاب از آنحضرت پرسيدند: چرا به اين زودى موهاى شما سفيد شده و آثار پيرى نمايان، گشته؟ فرمود: سوره هود و واقعه مرا پير كرد»! «١»
و در روايت ديگرى مىخوانيم: هنگامى كه آيه فوق نازل شد، پيامبر فرمود:
شَمِّرُوا، شَمِّرُوا، فَما رُئِىَ ضاحِكاً: «دامنها را به كمر بزنيد، دامن به كمر بزنيد (كه وقت كار و تلاش است) و از آن پس، پيامبر هرگز خندان ديده نشد»! «٢»
دليل آن هم روشن است، زيرا چهار دستور مهم در اين آيه وجود دارد، كه هر كدام بار سنگينى بر دوش انسان مىگذارد:
١- از همه مهمتر: فرمان به «استقامت» است، «استقامت»، از ماده «قيام» گرفته شده، از اين نظر كه انسان در حال قيام بر كار و تلاش خود تسلط بيشترى دارد، و استقامت كه به معنى طلب قيام است، يعنى در خود آن چنان حالتى ايجاد كن كه سستى در تو راه نيابد، و صاف و مستقيم به سمت هدف رهسپار شوى، چه فرمان سخت و سنگينى؟.
هميشه، به دست آوردن پيروزىها كار نسبتاً آسانى است، اما نگه داشتن آن بسيار مشكل، آن هم در جامعهاى آن چنان عقب افتاده و دور از عقل و دانش، در برابر مردمى لجوج و سرسخت، در ميان دشمنانى انبوه و مصمم، و در طريق