تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٠
لِلْمَرْءِ عَمَلُهُ بِالشِّقاوَة:
«حقيقت سعادت اين است كه، آخرين مرحله زندگى انسان با عمل سعادتمندانهاى پايان پذيرد، و حقيقت شقاوت اين است كه آخرين مرحله عمر با عمل شقاوتمندانهاى خاتمه يابد». «١»
اين روايت، با صراحت مىگويد: مرحله نهائى عمر انسان و اعمال او در اين مرحله، بيانگر سعادت و شقاوت او است، و به اين ترتيب، سعادت و شقاوت ذاتى را به كلى نفى مىكند، و انسان را در گرو اعمالش مىگذارد، و راه بازگشت را در تمام مراحل تا پايان عمر براى او باز مىداند.
٢- در حديث ديگرى از على عليه السلام مىخوانيم:
السَّعِيدُ مَنْ وُعِظَ بِغَيْرِهِ وَ الشَّقِيُّ مَنِ انْخَدَعَ لِهَواهُ وَ غُرُورِهِ:
«سعادتمند كسى است كه از سرنوشت ديگران پند گيرد، و شقاوتمند كسى است كه فريب هواى نفس و غرورش را بخورد». «٢»
اين سخن على عليه السلام نيز، تأكيد مجددى است بر اختيارى بودن سعادت و شقاوت و بعضى از اسباب مهم اين دو را بيان مىكند.
٣- پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله مىفرمايد:
أَرْبَعٌ مِنَ أَسْبابِ السَّعادَةِ وَ أَرْبَعٌ مِنَ الشَّقاوَةِ، فَالأَرْبَعُ الَّتِي مِنَ السَّعادَةِ:
الْمَرْأَةُ الصَّالِحَةُ، وَ الْمَسْكَنُ الْواسِعُ، وَ الْجارُ الصَّالِحُ، وَ الْمَرْكَبُ الْبَهِيُّ، وَ الأَرْبَعُ الَّتِي مِنَ الشَّقاوَةِ: الْجارُ السَّوْءُ، وَ الْمَرْأَةُ السَّوْءُ، وَ الْمَسْكَنُ الضِّيْقُ، وَ الْمَرْكَبُ السَّوْءُ: