تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٨
توأم باشد، و «شَهِيق» ناله توأم با فرو بردن نفس است.
بعضى ديگر، «زَفِير» را به آغاز صداى الاغ، و «شَهِيق» را به پايان آن تفسير كردهاند، كه شايد با معنى اول زياد تفاوت نداشته باشد.
به هر حال، اين هر دو، صداى فرياد و ناله كسانى است كه از غم و اندوه ناله سر مىدهند، نالهاى كه تمام وجود آنها را پر مىكند، و نشانه نهايت ناراحتى و شدت عذاب است.
بايد توجه داشت كه، «زَفِير» و «شَهِيق» هر دو مصدرند، و «زَفِير» در اصل به معنى بار سنگين بر دوش گرفتن است، و چون چنين كارى سرچشمه آه و ناله مىشود به آن «زَفِير» گفته شده، و «شَهِيق» در اصل به معنى طولانى بودن است، همان گونه كه به كوه بلند «جبل شاهق» مىگويند، و سپس به نالههاى طولانى اطلاق شده است.
***
٧- اسباب سعادت و شقاوت
سعادت، كه گمشده همه انسانها است، و هر كس آن را در چيزى مىجويد و در جائى مىطلبد، به طور خلاصه، عبارت است از: فراهم بودن اسباب تكامل براى يك فرد يا يك جامعه، و نقطه مقابل آن، شقاوت و بدبختى است كه همه از آن متنفرند و آن عبارت است از: نامساعد بودن شرائط پيروزى و پيشرفت و تكامل.
بنابراين، هر كس از نظر شرائط روحى، جسمى، خانوادگى، محيط و فرهنگ، اسباب بيشترى براى رسيدن به هدفهاى والا در اختيار داشته باشد، به سعادت نزديكتر، يا به تعبير ديگر سعادتمندتر است.
و هر كس گرفتار كمبودها، نارسائىها، از جهات بالا بوده باشد، شقاوتمند و