تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٣
خواهد بود (اشتباه نشود منظور ما كوچك از نظر مقدار زمان است، و الّا كارها و گناهانى كه باعث خلود در عذاب مىگردد، حتماً كوچك از نظر كيفيت و اهميت نخواهند بود).
بنابراين، هنگامى كه گناه، كفر، طغيان و سركشى سراسر وجود انسانى را احاطه كرد، و تمام بال و پرهاى روح و جان او در آتش بيدادگرى و نفاق سوخت، چه جاى تعجب كه در سراى ديگر، براى هميشه از نعمت پرواز در آسمان بهشت محروم گردد، و همواره گرفتار درد و رنج اين محروميت بزرگ باشد.
آيا به او اعلام نكردند، و او را از اين خطر بزرگ آگاه نساختند؟!.
آرى ... پيامبران الهى ا ز يكسو، و فرمان خرد از سوى ديگر، به او آگاهى لازم را دادند.
آيا بدون توجه و اختيار، دست به چنان كارى زد و چنان سرنوشتى پيدا كرد؟
نه، از روى علم و عمد و اختيار بود.
آيا جز خودش و نتيجه مستقيم اعمالش، اين سرنوشت را براى او فراهم ساخت؟
نه، هر چه بود از آثار كار خود او بود.
بر اين اساس، نه جاى شكايتى باقى است، نه ايراد و اشكال به كسى، و نه منافاتى با قانون عدالت پروردگار دارد. «١»
***