تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٩
زندان بمانند مىگويند: آنها محكوم به «زندان ابد» هستند، با اين كه مسلماً ابديتى در هيچ زندانى وجود ندارد، و با پايان عمر زندانى، پايان مىيابد، حتى در زبان عربى نيز «يُخَلَّدُ فِى السِّجْن» كه از ماده خلود است، در اين گونه موارد به كار مىرود.
ب- بعضى ديگر مىگويند: اين گونه گردنكشان طاغى و ياغى، كه گناه سراسر وجود آنها را فرا گرفته است، وجودشان به رنگ كفر و گناه در آمده، اگر چه هميشه در دوزخ خواهند بود، ولى دوزخ هميشه، به يك حال باقى نمىماند، روزى فرا مىرسد كه آتش آن، مانند هر آتش ديگر، بالاخره خاموش مىگردد! و آرامش خاصى دوزخيان را فرا مىگيرد!.
ج- بعضى ديگر احتمال دادهاند: با گذشت زمان و پس از كشيدن مجازاتهاى فراوان، سرانجام يك نوع سازش با محيط در دوزخيان به وجود مىآيد و آنها به رنگ محيط خود در مىآيند، يعنى كم كم به آن خو مىگيرند و عادت مىكنند! و در اين حال هيچ گونه احساس ناراحتى و عذاب ندارند!.
البته، همان گونه كه گفتيم، همه اين توجيهات به خاطر عجز و ناتوانى در برابر حل مشكل خلود و جاودانى بودن عذاب است، و گرنه ظهور آيات خلود در جاودانى بودن عذاب يك دسته خاص، قابل انكار نيست.
حلّ نهائى ايراد
براى حلّ اين مشكل، بايد به بحثهاى سابق باز گرديم، و اشتباهى را كه در مقايسه مجازاتهاى رستاخيز با مجازاتهاى ديگر روى مىدهد اصلاح كنيم، تا معلوم شود: مسأله «خلود» هرگز با اصل عدالت پروردگار مخالف نيست.
براى توضيح اين بحث، بايد به سه اصل توجه كرد:
اصل اول- مجازات ابدى و جاويدان، همان طور كه قبلًا هم اشاره شد،