تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٦
نمىتوانسته است اين عمل را مرتكب نشود، چون خدا خواسته، يا جبر محيط و طبيعت بوده است، اين خود دليل ديگرى بر فطرى بودن اصل اختيار است.
به هر حال، هيچ جبرى مسلكى را نمىيابيم كه در عمل روزانه خود به اين عقيده پاىبند باشد.
بلكه بر خوردش با تمام انسانها، برخورد با افراد آزاد و مسئول و مختار است.
تمام اقوام دنيا، به دليل تشكيل دادگاهها و دستگاههاى قضائى، براى كيفر متخلفان، عملًا آزادى اراده را پذيرفتهاند.
تمام مؤسسات تربيتى جهان نيز، به طور ضمنى اين اصل را قبول كردهاند كه، انسان با ميل و اراده خود كار مىكند، با تعليم و تربيت مىتوان او را راهنمائى و ارشاد كرد، و از خطاها، اشتباهات و كجانديشىها بر كنار ساخت.
***
٢- تفاوت فعل «شَقُوا» و «سُعِدُوا»
جالب اين كه، در آيات فوق «شَقُوا» به عنوان فعل معلوم و «سُعِدُوا» به عنوان فعل مجهول آمده است. «١»
اين اختلاف تعبير، شايد اشاره لطيفى به اين نكته باشد كه، انسان راه شقاوت را با پاى خود مىپيمايد، ولى براى پيمودن راه سعادت تا امداد و كمك الهى نباشد، و او را در مسيرش يارى ندهد، پيروز نخواهد شد، و بدون شك اين امداد و كمك تنها شامل كسانى مىشود كه گامهاى نخستين را با اراده و اختيار