تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٣
مىفرمايد: «دور باد سرزمين مدين از لطف و رحمت پروردگار! همان گونه كه قوم ثمود دور شدند» «أَلا بُعْداً لِمَدْيَنَ كَما بَعِدَتْ ثَمُودُ».
روشن است منظور از «مدين» در اينجا اهل مدين است، آنها بودند كه از رحمت خدا دور افتادند.
نكته:
درسهاى تربيتى داستان «شعيب»
خاطرات پيامبران، و ماجراى زندگى اقوام پيشين، هميشه الهامبخش براى اقوام بعد است؛ چرا كه آزمايشهاى زندگى آنان- همان آزمايشهائى كه گاهى دهها سال يا صدها سال به طول انجاميده- در لابلاى چند صفحه از تاريخ در اختيار همگان قرار مىگيرد، و هر كس مىتواند در زندگى خود از آن الهام بگيرد.
سرگذشت اين پيامبر بزرگ (شعيب) نيز، درسهاى فراوانى به ما مىدهد از جمله:
***
١- اهميت مسائل اقتصادى
در اين سرگذشت، خوانديم كه «شعيب» بعد از دعوت به توحيد، آنها را دعوت به حق و عدالت در امور مالى و تجارت كرد، اين خود نشان مىدهد كه مسائل اقتصادى يك جامعه را نمىتوان ساده شمرد.
و نيز نشان مىدهد كه پيامبران فقط مأمور مسائل اخلاقى نبودهاند، بلكه اصلاح وضع نابسامان اجتماعى و اقتصادى نيز، بخش مهمى از دعوت آنها را تشكيل مىداده است، تا آنجا كه آن را بعد از دعوت به توحيد قرار مىدادند.
***
٢- اصالتها را نبايد فداى تعصب كرد
در اين سرگذشت، خوانديم يكى از عوامل سقوط اين قوم گمراه در دامان