تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٦
٩١ قالُوا يا شُعَيْبُ ما نَفْقَهُ كَثيراً مِمَّا تَقُولُ وَ إِنَّا لَنَراكَ فينا ضَعيفاً وَ لَوْ لا رَهْطُكَ لَرَجَمْناكَ وَ ما أَنْتَ عَلَيْنا بِعَزيزٍ
٩٢ قالَ يا قَوْمِ أَ رَهْطي أَعَزُّ عَلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَ اتَّخَذْتُمُوهُ وَراءَكُمْ ظِهْرِيّاً إِنَّ رَبِّي بِما تَعْمَلُونَ مُحيطٌ
٩٣ وَ يا قَوْمِ اعْمَلُوا عَلى مَكانَتِكُمْ إِنِّي عامِلٌ سَوْفَ تَعْلَمُونَ مَنْ يَأْتيهِ عَذابٌ يُخْزيهِ وَ مَنْ هُوَ كاذِبٌ وَ ارْتَقِبُوا إِنِّي مَعَكُمْ رَقيبٌ
ترجمه:
٩١- گفتند: «اى شعيب! بسيارى از آنچه را مىگوئى، ما نمىفهميم! و ما تو را در ميان خود، ضعيف مىيابيم؛ و اگر (به خاطر) قبيله كوچكت نبود، تو را سنگسار مىكرديم؛ و تو در برابر ما قدرتى ندارى»!
٩٢- گفت: «اى قوم! آيا قبيله كوچك من، نزد شما عزيزتر از خداوند است؟! در حالى كه (فرمان) او را پشت سر انداختهايد! پروردگارم به آنچه انجام مىدهيد، احاطه دارد (و آگاه است)!
٩٣- اى قوم! هر كارى از دستتان ساخته است، انجام دهيد؛ من هم كار خود را خواهم كرد؛ و به زودى خواهيد دانست چه كسى عذاب خواركننده به سراغش مىآيد، و چه كسى دروغگوست! شما انتظار بكشيد، من هم با شما در انتظارم».