تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٩
٨٩- و اى قوم من! دشمنى و مخالفت با من، سبب نشود كه شما به همان سرنوشتى كه قوم نوح يا قوم هود يا قوم صالح گرفتار شدند، گرفتار شويد! و قوم لوط از شما چندان دور نيست!
٩٠- از پروردگار خود، آمرزش بطلبيد؛ و به سوى او باز گرديد؛ كه پروردگارم مهربان و دوستدار (بندگان توبهكار) است»!
تفسير:
منطق بىاساس لجوجان
اكنون ببينيم اين قوم لجوج، در برابر اين نداى مصلح آسمانى چه عكسالعملى نشان داد.
آنها كه بتها را آثار نياكان و نشانه اصالت فرهنگ خويش مىپنداشتند، و از كمفروشى و تقلب در معامله سود كلانى مىبردند، در برابر شعيب چنين «گفتند:
اى شعيب! آيا اين نمازت به تو دستور مىدهد كه ما آنچه را پدرانمان مىپرستيدند ترك گوئيم»؟! «قالُوا يا شُعَيْبُ أَ صَلاتُكَ تَأْمُرُكَ أَنْ نَتْرُكَ ما يَعْبُدُ آباؤُنا».
«و يا آزادى خود را در اموال خويش از دست دهيم و نتوانيم به دلخواهمان در اموالمان تصرف كنيم»؟ «أَوْ أَنْ نَفْعَلَ في أَمْوالِنا ما نَشاءُ».
«تو كه آدم بردبار، پر حوصله و فهميدهاى هستى»، از تو چنين سخنانى بعيد است! «إِنَّكَ لَا نْتَ الْحَليمُ الرَّشيدُ».
در اينجا، اين سؤال پيش مىآيد كه چرا آنها روى «نماز» شعيب تكيه كردند؟