تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٠
وسط راه چند بار به آنها گوشزد كرد، كه اين شهر مردم شرور و منحرفى دارد، تا اگر مهمانها توانائى مقابله با آنان را ندارند، حساب كار خويش بكنند.
در روايتى مىخوانيم: خداوند به فرشتگان دستور داده بود تا اين پيامبر، سه بار شهادت بر بدى و انحراف اين قوم ندهد، آنها را مجازات نكنند (يعنى حتى در اجراى فرمان خدا نسبت به يك قوم گناهكار، بايد موازين يك دادگاه و محاكمه عادلانه انجام گردد!) و اين رسولان، شهادت لوط را در اثناء راه سه بار شنيدند. «١»
در پارهاى از روايات آمده: لوط آن قدر مهمانهاى خود را معطل كرد تا شب فرا رسيد، شايد دور از چشم آن قوم شرور و آلوده، بتواند با حفظ حيثيت و آبرو، از آنان پذيرائى كند. «٢»
ولى چه مىتوان كرد، وقتى كه انسان دشمنش در درون خانهاش باشد؟!
همسر لوط كه زن بىايمانى بود، و به اين قوم گنهكار كمك مىكرد، از ورود اين ميهمانان جوان و زيبا آگاه شد، بر فراز بام رفت.
نخست، از طريق كف زدن، و سپس با روشن كردن آتش و برخاستن دود، گروهى از اين قوم منحرف را آگاه كرد كه طعمه چربى به دام افتاده! «٣»
در اينجا، قرآن مىگويد: «قوم با سرعت و حرص و ولع، براى رسيدن به مقصد خود به سوى لوط آمدند» «وَ جائَهُ قَوْمُهُ يُهْرَعُونَ إِلَيْهِ». «٤»