تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٨
«ضَحْك» (بر وزن درك) به معنى «عادت زنانه» بگيرند، و گفتهاند: درست در همين لحظه بود كه، ساره در آن سن زياد، و بعد از رسيدن به حد يأس، بار ديگر عادت ماهيانه را- كه نشانه امكان تولد فرزند بود- پيدا كرد، و لذا وقتى او را بشارت به تولد «اسحاق» دادند، كاملًا توانست اين مسأله را باور كند، آنها به اين استدلال كردهاند كه: در لغت عرب اين جمله گفته مىشود: ضَحَكَتِ الأَرانِبُ: يعنى: «خرگوشها عادت شدند»!
ولى، اين احتمال از جهات مختلفى بعيد است؛ زيرا:
اوّلًا، شنيده نشده است اين ماده در مورد انسان در لغت عرب به كار رفته باشد، و لذا «راغب» در كتاب «مفردات»، هنگامى كه اين معنى را ذكر مىكند، صريحاً مىگويد: اين، تفسير جمله «فَضَحِكَت» نيست، آن گونه كه بعضى از مفسران پنداشتهاند، بلكه معنى جمله، همان معنى خنديدن است، ولى مقارن حالت خنده عادت ماهانه نيز به او دست داد، و اين دو با هم اشتباه شده است.
ثالثاً، اگر اين جمله به معنى پيدا شدن آن حالت زنانه بوده باشد، نبايد ساره بعد از آن از بشارت به اسحاق تعجب كند؛ چرا كه با وجود اين حالت، فرزند آوردن عجيب نيست، در حالى كه، از جملههاى بعد، در همين آيه استفاده مىشود او نه تنها تعجب كرده، بلكه صدا زد: واى بر من مگر ممكن است منِ پيرزن فرزند آوردم؟!
به هر حال، اين احتمال در تفسير آيه بسيار بعيد به نظر مىرسد.
آنگاه اضافه مىكند: «به دنبال آن به او بشارت داديم كه اسحاق از او متولد خواهد شد و پس از اسحاق، يعقوب از اسحاق متولد مىگردد» «فَبَشَّرْناها بِإِسْحاقَ وَ مِنْ وَراءِ إِسْحاقَ يَعْقُوبَ».
در حقيقت، هم به او بشارت فرزند دادند، و هم «نوه»، يكى اسحاق و