تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٥
يا فرزندانى كه حامل لواى نبوت باشند داشته باشد.
بنابراين اعلام تولد اسحاق و اسماعيل، بشارت بزرگى براى او محسوب مىشد.
ديگر اين كه، ابراهيم عليه السلام از فساد قوم لوط و عصيانگرى آنها سخت ناراحت بود، هنگامى كه با خبر شد آنها چنين مأموريتى دارند، خوشحال گشت.
به هر حال: «هنگامى كه رسولان بر او وارد شدند، سلام كردند» «قالُوا سَلاماً».
«او هم در پاسخ به آنها سلام گفت» «قالَ سَلامٌ».
«و چيزى نگذشت كه گوساله بريانى براى آنها آورد» «فَما لَبِثَ أَنْ جاءَ بِعِجْلٍ حَنيذٍ».
«عِجْل» به معنى گوساله، و «حَنِيذ» به معنى بريان است، و بعضى احتمال دادهاند «حَنِيذ» هر نوع بريان را نمىگيرد، بلكه تنها به گوشتى گفته مىشود كه روى سنگها مىگذارند، و در كنار آتش قرار مىدهند، و بى آن كه آتش به آن اصابت كند، نرم، نرم بريان و پخته مىشود.
از اين جمله استفاده مىشود: يكى از آداب مهماندارى آن است كه غذا را هر چه زودتر براى او آماده كنند، چرا كه مهمان وقتى از راه مىرسد، مخصوصاً اگر مسافر باشد، غالباً خسته و گرسنه است، هم نياز به غذا دارد، و هم نياز به استراحت، بايد زودتر غذاى او را آماده كنند تا بتواند استراحت كند.
ممكن است بعضى خردهگيران بگويند: براى چند مهمان يك گوساله بريان زياد است! ولى با توجه به اين كه:
اولًا، در تعداد اين مهمانها كه قرآن عددشان را صريحاً بيان نكرده گفتگو است، بعضى سه و بعضى چهار و بعضى نه و بعضى يازده نفر نوشتهاند، و از