تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩١
مىفرمايد: «فَقالَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ ناقَةَ اللَّهِ وَ سُقْياها». «١»
ولى، كاملًا مشخص نشده اين تقسيم آب چگونه بوده.
يك احتمال اين است، آن حيوان آب فراوانى مىخورده، به گونهاى كه تمام آب چشمه را به خود اختصاص مىداده.
احتمال ديگر آن است: به هنگامى كه آن حيوان وارد آبشخور مىشده، حيوانات ديگر جرئت ورود به محل آب را نداشتند!.
اما چگونه اين حيوان مىتوانسته از تمام آب استفاده كند، اين احتمال هست كه آب آن قريه كم بوده، مانند آب قريههائى كه چشمه كوچكى بيش ندارند، و مجبورند آب را در تمام شبانه روز در يك گودال مهار كنند، تا مقدارى از آن جمع شود و قابل استفاده گردد.
ولى، از طرفى از پارهاى از آيات سوره «شعراء» استفاده مىشود كه: قوم ثمود در منطقه كم آبى زندگى نداشتند، بلكه داراى باغها، چشمهسارها و زراعتها و نخلستانها بودند، مىگويند: «أَ تُتْرَكُونَ في ما هاهُنا آمِنينَ* في جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ* وَ زُرُوعٍ وَ نَخْلٍ طَلْعُها هَضيمٌ». «٢»
به هر حال، همان گونه كه گفتيم، قرآن اين مسأله را در مورد «ناقه صالح» به طور سربسته و اجمال بيان كرده است.
اما، در بعضى از روايات كه از طرق «شيعه» و «اهل تسنن» نيز نقل شده، مىخوانيم: از عجائب آفرينش اين ناقه آن بوده كه از دل كوه بيرون آمد و خصوصيات ديگرى نيز براى آن نقل شده كه اينجا، جاى شرح آن نيست. «٣»
***