تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٢
٦١ وَ إِلى ثَمُودَ أَخاهُمْ صالِحاً قالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الأَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَكُمْ فيها فَاسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي قَريبٌ مُجيبٌ
ترجمه:
٦١- و به سوى قوم «ثمود»، برادرشان «صالح» را (فرستاديم)؛ گفت: «اى قوم من! خدا را پرستش كنيد، كه معبودى جز او براى شما نيست! اوست كه شما را از زمين آفريد؛ و آبادى آن را به شما واگذاشت! از او آمرزش بطلبيد، سپس به سوى از بازگرديد، كه پروردگارم (به بندگان خود) نزديك، و اجابتكننده (خواستههاى آنها) است»!
تفسير:
آغاز سرگذشت قوم ثمود
سرگذشت قوم «عاد»، با تمام درسهاى عبرت انگيزش به طور فشرده پايان يافت، و اكنون نوبت قوم «ثمود» است، همان جمعيتى كه طبق نقل تواريخ، در سرزمين «وادى القرى» در ميان «مدينه» و «شام» زندگى داشتند.
باز در اينجا، مىبينيم قرآن مجيد هنگامى كه سخن از پيامبر آنها «صالح» مىگويد، به عنوان «برادر» از او ياد مىكند، چه تعبيرى از اين رساتر و زيباتر، كه به قسمتى از محتواى آن در تفسير آيات گذشته اشاره كرديم: برادرى دلسوز و مهربان، كه جز خير خواهى هدف ديگرى ندارد، مىفرمايد: «ما به سوى قوم ثمود برادرشان صالح را فرستاديم» «وَ إِلى ثَمُودَ أَخاهُمْ صالِحاً».
باز مىبينيم: برنامه «صالح» سومين پيامبر از پيامبران بزرگ، همان برنامه