تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٧
مىخوانيم: الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّر: «او فرمانرواى پاك و منزهى است كه بندگانش هرگز از او ستم نمىبينند، و نگهبان و حافظ غير قابل شكست و قدرتمند و برتر است».
روشن است، صفاتى همچون قُدُّوس و سَلام و مُؤمن، هرگز با جبّار به معنى ظالم و ستمگر، و متكبر به معنى خود برتربين سازگار نيست، و اين عبارت به خوبى نشان مىدهد: جبّار در اينجا به معنى دوم است.
ولى، از آنجا كه بعضى تنها پارهاى از استعمالات جبار را در نظر گرفته، و به ريشه لغت و معانى متعدد آن توجه نكردهاند، چنين پنداشتهاند كه به كار بردن آن درباره خداوند صحيح به نظر نمىرسد (و همچنين واژه متكبر) اما با در نظر گرفتن ريشههاى اصلى لغت، ايراد برطرف مىشود. «١»
***
در آخرين آيه مورد بحث، كه داستان هود و قوم عاد با آن پايان مىگيرد، نتيجه اعمال زشت و نادرست آنها را چنين بيان مىكند: «آنها به خاطر اعمالشان در اين دنيا، مورد لعن و نفرين واقع شدند، و بعد از مرگشان جز نام بد و تاريخ ننگين از آنها باقى نماند» «وَ أُتْبِعُوا في هذِهِ الدُّنْيا لَعْنَةً».
و در روز رستاخيز گفته مىشود: «بدانيد كه قوم عاد پروردگارشان را انكار كردند» «وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَلا إِنَّ عاداً كَفَرُوا رَبَّهُمْ».
«دور باد عاد، قوم هود از رحمت پروردگار» «أَلا بُعْداً لِعادٍ قَوْمِ هُودٍ».
با اين كه كلمه «عاد» براى معرفى اين گروه كافى است، در آيه فوق بعد از ذكر عاد، قوم هود نيز ذكر شده است، كه هم تأكيد را مىرساند و هم اشاره به اين