تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٩
به قوت و قدرت شما ندارم؟ شمائى كه تشنه خون من هستيد و همه گونه قدرت داريد.
اين است كه من پشتيبانى دارم كه قدرتش فوق قدرتها است «من توكّل بر خدائى كردم كه پروردگار من و شما است» «إِنِّي تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ رَبِّي وَ رَبِّكُمْ».
اين خود، دليل بر اين است كه من دروغ نمىگويم، اين نشانه آن است كه من دل به جاى دگرى بستهام، اگر درست بينديشيد اين خود يك نوع معجزه است، كه انسانى تك و تنها، با عقايد خرافى جمعيتى نيرومند و متعصب به پيكار برخيزد، و حتى آنها را تحريك به قيام بر ضد خود كند، و در عين حال، نه ترسى به خود راه دهد، و نه دشمنانش قدرت بر تصميم گيرى بر ضد او داشته باشند.
و بعد ادامه داد: نه تنها شما، «هيچ جنبندهاى در جهان نيست مگر اين كه در قبضه قدرت و فرمان خدا است» و تا او نخواهد كارى از آنان ساخته نيست «ما مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِناصِيَتِها».
ولى اين را نيز بدانيد: خداى من از آن قدرتمندانى نيست كه قدرتش موجب خودكامگى و هوسبازى گردد و آن را در غير حق به كار برد، بلكه «پروردگار من همواره بر صراط مستقيم و جاده عدل و داد مىباشد» و كارى بر خلاف حكمت و صواب انجام نمىدهد «إِنَّ رَبِّي عَلى صِراطٍ مُسْتَقيمٍ».
***
سرانجام، «هود» در آخرين سخن به آنها چنين مىگويد: «اگر شما از راه حق روى بر تابيد به من زيانى نمىرسد، چرا كه من رسالت خويش را به شما ابلاغ كردم» «فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ ما أُرْسِلْتُ بِهِ إِلَيْكُمْ».
اشاره به اين كه، گمان نكنيد اگر دعوت من پذيرفته نشود، براى من شكست است، من انجام وظيفه كردم، انجام وظيفه، پيروزى است، هر چند دعوتم مورد