تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٠
نكتهها:
١- توحيد، خميرمايه دعوت همه پيامبران
تاريخ انبياء نشان مىدهد: همه آنها دعوت خود را از «توحيد» و «نفى شرك» و هر گونه بتپرستى آغاز كردند، و در واقع هيچ اصلاحى در جوامع انسانى بدون اين دعوت ميسر نيست؛ چرا كه وحدت جامعه و همكارى و تعاون و ايثار و فداكارى، همه امورى هستند كه از ريشه «توحيد معبود» سيراب مىشوند.
اما، شرك سرچشمه هر گونه پراكندگى و تضاد و تعارض و خودكامگى و خودمحورى و انحصارطلبى است، و پيوند اين مفاهيم با شرك و بتپرستى به مفهوم وسيعش چندان مخفى نيست.
آن كس كه خودمحور، يا انحصارطلب است، تنها خويشتن را مىبيند و به همين دليل، مشرك است، توحيد، قطره وجود يك فرد را در اقيانوس پهناور جامعه حل مىكند، موحّد، چيزى جز يك واحد بزرگ، يعنى سراسر جامعه انسانى و بندگان خدا نمىبيند.
برترىجويان، از نوعى ديگر از انواع شرك مايه مىگيرند، و همچنين آنها كه دائماً با همنوعانشان در جنگ و ستيزند و منافع خود را از منافع ديگران جدا مىبينند، اين دوگانگى و چندگانگى چيزى جز شرك در چهرههاى مختلف نيست.
به همين دليل، پيامبران براى اصلاحات وسيعشان همه از همين جا شروع كردهاند، توحيد «معبود» (اللّه) و سپس توحيد «كلمه» و توحيد «عمل» و توحيد «جامعه».
***