تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٧
شدائد و سختىهاى اين دعوتها و نتايج آنها بيان شده است، در آيات قبل، سخن از «نوح» عليه السلام بود و اكنون نوبت به «هود» عليه السلام مىرسد.
همه اين پيامبران، داراى يك منطق و يك هدف بودند، آنها براى نجات بشريت از انواع اسارتها، و دعوت به سوى توحيد با تمام ابعادش قيام كردند، شعار همه آنها ايمان، اخلاص، تلاش، كوشش و استقامت در راه خدا بود، واكنش اقوام مختلف در برابر همه آنان نيز، تند و خشن و توأم با انواع قهرها و فشارها بود.
در نخستين آيه از اين ماجرا، مىفرمايد: «ما به سوى قوم عاد برادرشان هود را فرستاديم» «وَ إِلى عادٍ أَخاهُمْ هُوداً».
در اينجا از «هود» تعبير به برادر مىكند، اين تعبير يا به خاطر آن است كه: عرب از تمام افراد قبيله، تعبير به برادر مىكند؛ چرا كه در ريشه نسب با هم مشتركند، مثلًا به يك نفر از طايفه «بنى اسد» «اخو اسدى» مىگويد، و از طايفه «مذحج»، «اخو مذحج».
و يا اشاره به اين است كه: رفتار «هود» مانند ساير انبياء با قوم خود كاملًا برادرانه بود، نه در شكل يك امير و فرمانده، و يا حتى يك پدر نسبت به فرزندان، بلكه همچون يك برادر، در برابر برادران ديگر، بدون هر گونه امتياز و برترىجوئى.
نخستين دعوت هود، همان دعوت تمام انبياء عليهم السلام بود، دعوت به سوى توحيد و نفى هر گونه شرك: «هود به آنها گفت: اى قوم من! خدا را پرستش كنيد» «قالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ».
«چرا كه هيچ اله و معبود شايستهاى جز او وجود ندارد» «ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ».