تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٣
الايمان به جاى اين كه حس شكرگزارى و اطاعت را بيدار كند، غالباً بر طغيان و غرور آنها مىافزايد، و به دنبال آن رشتههاى بندگى خدا را پاره مىكند.
جملهاى كه مرحوم «طبرسى» در «مجمع البيان» از يكى از مفسران، در ذيل اين آيه نقل كرده جالب است، آنجا كه مىگويد: هَلَكَ الْمُتَمَتِّعُونَ فِى الدُّنْيا لِانَّ الْجَهْلَ يَغْلِبُ عَلَيْهِمْ وَ الْغَفْلَةَ، فَلا يَتَفَكَّرُونَ إِلَّا فِى الدُّنْيا وَ عِمارَتِها وَ مَلاذِها:
«صاحبان نعمت در دنيا هلاك و گمراه شدند؛ چرا كه جهل و غفلت بر آنها غالب مىشود و جز در فكر دنيا و لذتهاى آن نيستند». «١»
اين واقعيت، در زندگى كشورهاى متنعم و ثروتمند دنيا به خوبى ديده مىشود، كه آنها غالباً در فساد غوطهورند، نه تنها به فكر مستضعفان جهان نيستند، كه روز به روز طرحى تازه براى مكيدن هر چه بيشتر خون آنها مىريزند.
به همين دليل، بسيار مىشود خداوند جنگها و حوادث دردناكى كه نعمتها را موقتاً سلب مىكند، بر آنها فرو مىريزد، شايد بيدار شوند.
***
در آخرين آيه، كه با آن داستان نوح عليه السلام در اين سوره پايان مىگيرد، يك اشاره كلى به تمام آنچه گذشت مىكند و مىفرمايد:
«اينها همه، از اخبار غيب است كه به تو (اى پيامبر) وحى مىكنيم» «تِلْكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحيها إِلَيْكَ».
«هيچ گاه نه تو و نه قوم تو قبل از اين از آن آگاهى نداشتيد» «ما كُنْتَ تَعْلَمُها أَنْتَ وَ لا قَوْمُكَ مِنْ قَبْلِ هذا».
با توجه به آنچه شنيدى، و آن همه مشكلاتى كه نوح در دعوتش با آن