تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٤
خانوادگيش به چيزى شمرده نمىشود.
«حال كه چنين است، چيزى را كه به آن علم ندارى از من تقاضا مكن» «فَلا تَسْئَلْنِ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ».
«من به تو موعظه مىكنم تا از جاهلان نباشى» «إِنِّي أَعِظُكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْجاهِلينَ».
***
نوح عليه السلام دريافت كه، اين تقاضا از پيشگاه پروردگار درست نبوده است، و هرگز نبايد نجات چنين فرزندى را مشمول وعده الهى بر نجات خاندانش بداند، لذا رو به درگاه پروردگار كرده، «گفت: پروردگارا! من به تو پناه مىبرم از اين كه چيزى از تو بخواهم كه به آن آگاهى ندارم» «قالَ رَبِّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَسْئَلَكَ ما لَيْسَ لي بِهِ عِلْمٌ».
«و اگر مرا نبخشى و مشمول رحمتت قرار ندهى، از زيانكاران خواهم بود» «وَ إِلَّا تَغْفِرْ لي وَ تَرْحَمْني أَكُنْ مِنَ الْخاسِرينَ».
***
نكتهها:
١- چرا فرزند نوح عليه السلام، عمل غير صالح بود؟
بعضى از مفسران، معتقدند: در اين آيه، كلمهاى در تقدير است، و در اصل مفهومش چنين است: إِنَّهُ ذُو عَمَلٍ غَيْرِ صالِحٍ: «فرزند تو داراى عمل غير صالح است».
ولى، با توجه به اين كه: گاهى انسان در انجام يك كار آن چنان پيش مىرود كه گويا عين آن عمل مىشود، در ادبيات زبانهاى مختلف، به هنگام مبالغه اين تعبير فراوان ديده مىشود، مثلًا گفته مىشود: فلان كس سرا پا عدل و سخاوت