تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٠
ولى، قرآن مجيد سختترين حملات خود را متوجه اين گونه افراد مغرور و متكبر كرده، و مخصوصاً سخريههاى آنها را شديداً محكوم مىكند.
فى المثل، در تاريخ اسلامى مىخوانيم هنگامى كه «ابو عقيل انصارى» آن كارگر باايمان و فقير، شب را بيدار ماند و به آب آوردن از چاههاى «مدينه» براى خانهها ادامه داد، و مختصر خرمائى را كه از اين راه به عنوان مزد دريافت داشته بود، به عنوان كمك به ارتش مسلمانان براى جنگ «تبوك» خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله آورد، گروهى از منافقان مستكبر بر او خنديدند، آيات قرآن نازل شد، و همچون صاعقه بر آنها فرو ريخت، فرمود: الَّذينَ يَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعينَ مِنَ الْمُؤْمِنينَ فِي الصَّدَقاتِ وَ الَّذينَ لايَجِدُونَ إِلَّا جُهْدَهُمْ فَيَسْخَرُونَ مِنْهُمْ سَخِرَ اللَّهُ مِنْهُمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَليم:
«آنها كه مؤمنان اطاعت كننده را در كمكهاى مالى در راه خدا به باد مسخره مىگيرند، و آنان را كه جز به مقدار توانائى اندك، دسترسى به چيز ديگرى ندارند، مسخره مىكنند، خداوند آنان را مسخره خواهد كرد و براى آنها عذاب دردناكى است». «١»
***
٣- كشتى نوح
بدون شك كشتى نوح كشتى سادهاى نبود، و با وسائل آن روز، به آسانى و سهولت پايان نيافت، كشتى بزرگى بود كه به علاوه بر مؤمنان راستين، يك جفت از نسل هر حيوانى را در خود جاى مىداد، و آذوقه فراوانى كه براى مدتها زندگى انسانها و حيوانهائى كه در آن جاى داشتند حمل مىكرد، چنين كشتى با چنين ظرفيت، حتماً در آن روز بىسابقه بوده است، به خصوص كه اين كشتى،