تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٠
در آخرين آيه مورد بحث، سخنى به عنوان يك جمله معترضه براى تأكيد بحثهائى كه در داستان نوح در آيات گذشته و آينده عنوان شده است، مىگويد:
«دشمنان مىگويند: اين مطلب را او (محمّد صلى الله عليه و آله) از پيش خود ساخته و به خدا نسبت داده است» «أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ».
در پاسخ آنها بگو: «اگر من اينها را از پيش خود ساختهام و به دروغ به خدا نسبت دادهام گناهش بر عهده من است» «قُلْ إِنِ افْتَرَيْتُهُ فَعَلَيَّ إِجْرامي».
«ولى من از گناهان شما بيزارم» «وَ أَنَا بَريءٌ مِمَّا تُجْرِمُونَ».
***
نكتهها:
١- «إِجْرام» از ماده «جَرْم» (بر وزن جهل) همان گونه كه سابقاً هم اشاره كردهايم، به معنى چيدن ميوه نارس و سپس هر كار ناخوش آيندى گفته شده است، و همچنين به وادار كردن كسى به گناه نيز اطلاق مىشود، و از آنجا كه انسان در ذات و فطرت خود، پيوندى با معنويت و پاكى دارد، انجام گناهان او را از اين پيوند الهى جدا مىسازد.
٢- بعضى احتمال دادهاند: آيه اخير درباره پيامبر اسلام نيست، بلكه مربوط به خود «نوح» است؛ چرا كه اين آيات همه مربوط به او بوده و آيات آينده نيز از او سخن مىگويد، بنابراين مناسبتر اين است كه، اين آيه هم، مربوط به نوح باشد، و جمله معترضه خلاف ظاهر است.
ولى، با توجه به اين كه:
اولًا، شبيه اين تعبير تقريباً با همين عبارت در سوره «احقاف» آيه ٨ در مورد پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله آمده.
ثانياً، آنچه درباره نوح عليه السلام در اين آيات آمده است، همه به صورت صيغه