تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٦
تفسير:
حرف بس است، مجازات كو؟
در اين آيات، به دنباله گفتگوى نوح و قومش اشاره شده است، آيه نخست، از زبان قوم نوح چنين نقل مىكند: «آنها گفتند: اى نوح! اين همه بحث و مجادله كردى بس است، تو بسيار با ما سخن گفتى، ديگر جائى براى بحث باقى نمانده است» «قالُوا يا نُوحُ قَدْ جادَلْتَنا فَأَكْثَرْتَ جِدالَنا».
«اگر راست مىگوئى، همان وعدههاى دردناكى را كه به ما مىدهى، در مورد عذابهاى الهى تحقق بخش» «فَأْتِنا بِما تَعِدُنا إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقينَ».
اين درست به آن مىماند كه، شخص يا اشخاصى درباره مسألهاى با ما سخن بگويند، و در ضمن، تهديدهائى هم مىكنند و ما مىگوئيم: پر حرفى بس است! هر كارى از شما ساخته است انجام دهيد، و هيچ معطل نشويد، اشاره به اين كه:
نه به دلائل شما وقعى مىنهيم، نه از تهديدتان مىترسيم، و نه حاضريم بيش از اين گوش به سخنان شما فرا دهيم!
انتخاب اين روش، در برابر آن همه محبت و لطف پيامبران الهى و گفتارهائى كه همچون آب زلال و گوارا بر دل مىنشيند، حكايت از نهايت لجاجت و تعصب و بىخبرى مىكند.
ضمناً، از اين گفتار نوح عليه السلام به خوبى بر مىآيد كه، مدتى طولانى براى هدايت آنها كوشيده است، و از هر فرصتى براى رسيدن به اين هدف، يعنى ارشاد آنان استفاده كرده است، آن قدر كه آن قوم گمراه اظهار خستگى از سخنان و ارشادهايش كردند.
اين واقعيت، از ساير آياتى كه در قرآن درباره نوح آمده نيز، به خوبى روشن مىشود، در سوره «نوح» آيات ٥ تا ٩ به طور مبسوط اين معنى را بيان كرده