دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٨٥ - ٩٣ منذر بن جارود عبدى
على ٧ او را بر حكومت اصطخْر[١] گمارد. او ظاهرى خوش، امّا درونى ناهنجار و نااستوار داشت.
منذر در بيت المال، خيانت كرد و بخشى از آن را ويژه خود ساخت كه على ٧ نامهاى به او نوشت و او را نكوهيد. او، پس از دريافت نامه امام ٧ به كوفه آمد. امام ٧ او را عزل و به پرداخت سى هزار درهم، محكوم و زندانى كرد و سپس با وساطت صعصعة بن صُوحان، آزادش ساخت.
او به روزگار عبيد اللّه بن زياد كه دامادش بود به حكومت برخى از آبادىها دست يافت.
امام حسين ٧ در آستانه قيام شكوهمندش به بسيارى از چهرههاى سرشناس، نامه نوشت و آنان را به حمايت از خود و دفاع از حق، دعوت كرد. و از جمله به منذر نيز نامه نوشت، و شگفتا كه او نامه را با نامهرسان، تسليم عبيد اللّه بن زياد كرد!
منذر به سال ٦١ هجرى درگذشت.
٦٦٦٨. الغارات به نقل از اعمَش: على ٧ منذر بن جارود را به حكومت فارس گمارد و او چهارصد هزار درهم از ماليات آن جا را براى خود برداشت. على ٧ نيز او را زندانى كرد. سپس صعصعة بن صوحان از او نزد على ٧ شفاعت كرد و كارش را پيگيرى كرد آزادش نمود.
[١] اصطخر، معرّب« استخر» است كه از كهنترين شهرهاى فارس و پايتخت دارا پسر داراب بوده است و آثار باستانى عظيمى در آن قرار دارد. فاصله آن تا شيراز، دوازده فرسنگ است( تقويم البلدان: ص ٣٢٩). يونانيان، آن را« پرسپوليس» مىناميدند. ويرانههاى آن، اكنون در جلگه مَروْدشت، باقى است.