دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٤٧ - ٧٤ عمرو بن حمق خزاعى
زده است و ما نمىخواهيم كه بر او تعدّى كنيم. پس همان نُه ضربه را بر او بزن، همان گونه كه بر عثمان زده است.
عمرو را بيرون آوردند و نُه ضربه به او زدند كه در نخستين و يا دومين ضربه، درگذشت.
٦٥٨٧. تاريخ اليعقوبى: عبد الرحمن بن امّ حَكَم كه كارگزار معاويه بر موصل بود از مخفيگاه عمرو بن حَمِق خزاعى و رفاعة بن شَدّاد خبر يافت و به دنبال آنها فرستاد. آنها گريختند. عمرو بن حَمِق، سخت بيمار بود و در جايى از مسير، مارى او را گَزيد.
عمرو گفت: اللّه اكبر! پيامبر خدا به من فرمود: «اى عمرو! جِن و انس در قتل تو مشاركت مىكنند». سپس به رفاعه گفت: تو در پى كار خود برو كه من دستگير و كشته مىشوم.
فرستادگان عبد الرحمن بن امّ حَكَم به او رسيدند و او را گرفتند و گردنش زده شد و سرش را بر سر نيزه كردند و [در شهرها] چرخاندند، و اين، نخستين سرى بود كه در [تاريخ] اسلام چرخاندند.
معاويه همسر او را در دمشق، زندانى كرده بود. چون سر عمرو را آوردند، برايش فرستاد و [سر] در دامانش نهاده شد. آن زن به فرستاده معاويه گفت: آنچه مىگويم، به معاويه برسان: خداوند، انتقام خونش را از معاويه بگيرد و در هلاكتش به سزاى او، شتاب كند؛ زيرا كه معاويه، بدعتى شگفت آورده و نيكوكارى پاك را به قتل رسانده است.
معاويه، [در تاريخ اسلام،] نخستين كسى بود كه زنان را به گناه مردان به بند كشيد.
٦٥٨٨. الاختصاص: عمرو بن حَمِق خزاعى، شيعه على بن ابى طالب بود و چون خلافت به معاويه رسيد، به منطقه «شهرزور» موصل رفت و معاويه به او نوشت:
امّا بعد؛ خداوند، كينههاى برافروخته را خاموش كرد و آتش فتنهها را فرو كشيد و فرجام كار را از آنِ متّقيان قرار داد و همّت تو از يارانت بيشتر و كردارت از آنان بدتر نبود. همگى به راحتى در طاعت من در آمدند و به وارد شدن تحت امر من، شتاب كردند و تنها تو سستى كردهاى