دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣١٣ - ٥٠ صعصعة بن صوحان
با جهالت آنان، بردبارانه و بخششگرانه روبهرو گشتم
و گذشت، هنگام قدرت، گونهاى از كَرَم است.
٦٥٠٦. ديوان المعانى به نقل از محمّد بن عَبّاد: صعصعه نزد معاويه چنان زيبا سخن گفت كه عمرو بن عاص بر او حسد برد و گفت: اين [مرد]، خرما را بهتر از سخن مىشناسد!
صعصعه گفت: آرى. خوبترينْ خرما آن است كه هستهاش باريك (كم قُطر) و پوستش نازك و گوشتش زياد باشد. باد، آن را فربه مىسازد و خورشيد، آن را بار مىآورد و سرما آن را سفت مىكند. و امّا تو اى پسر عاص، نه مىتوانى خرما را توصيف كنى و نه مىتوانى خير را بشناسى؛ بلكه حسد مىبرى و گناه مىكنى.
معاويه به عمرو گفت: [بينى ات] به خاكْ ماليده شد!
عمرو گفت: بيشتر از آن، برخلاف خواسته تو شد! اعتراضى بر من نيست، جز برخى از آنچه بر توست!
٦٥٠٧. تاريخ الطبرى به نقل از شَعبى، در ياد كرد شورش كوفيان بر سعيد بن عاص: سعيد به عثمان نوشت و خبر داد كه گروهى از كوفيان و ده تن را براى وى نام برد اعتراض مىكنند و گرد هم آمدهاند و بر تو و من عيب و به روشمان خُرده مىگيرند و من مىترسم كه اگر كارشان استوار شود، فزونى گيرند.
پس عثمان به سعيد نوشت كه آنان را به سوى معاويه كه در آن روزگار، حاكم شام بود بفرستد.
سعيد هم آنان را كه نُه نفر بودند به سوى معاويه فرستاد، و مالك اشتر و ثابت بن قيس بن مُنقِع و كُمَيل بن زياد نَخَعى و صعصعة بن صوحان و ... هم در ميان آنان بودند ....