دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢١٩ - ٣٨ زياد بن ابيه
خُردش مىكند"؟
سعد به من خبر داده كه تو در خوراك يك روز، انواع غذاهاى رنگارنگ را فراهم مىآورى و هر روز به خود، روغن مىمالى. چه مىشد اگر براى خدا، چند روزى را روزه مىگرفتى و به خاطر خدا، بخشى از موجودىات را صدقه مىدادى و چندبار غذاى بىخورش مىخوردى كه اين، شعار صالحان است!
آيا طمع دارى كه در نعمت، بغلتى و به جاى آن كه به همسايه و بينوا و ناتوان و نادار و بيوه و يتيم ببخشى، براى خود بردارى، ولى پاداش صدقهدهندگان را ببرى؟
و به من خبر رسيده كه تو چون نيكانْ سخن مىگويى و چون خطاكارانْ عمل مىكنى. اينك، اگر تو چنين مىكنى، بر خود، ستم كردهاى و عمل خويش را تباه ساختهاى. پس به سوى خدايت بازگرد تا كارت را سامان دهد، و در كار خود، ميانه روى كن و زيادىاش را براى روزگار نيازت به سوى پروردگارت پيش بفرست، و يك روز در ميان به خود، روغن بمال كه من شنيدم پيامبر خدا مىفرمايد:" يك روز در ميان، روغن بماليد و زياد روغن نزنيد".
٦٤٤٧. تاريخ يعقوبى: على ٧ فردى از يارانخود را به سوى يكى از كارگزارانش فرستاد تا [او را براى فرستادن اموال] برانگيزد؛ امّا او، فرستاده را خوار و كوچك شمرد. پس على ٧ به او نوشت:
«امّا بعد؛ تو فرستادهام را دشنام دادهاى و او را راندهاى و به من خبر رسيده كه تو خود را معطّر مىكنى و انواع روغنها را به خود مىمالى و همه گونه غذاهاى رنگارنگ مىخورى، و بر منبر، به گونه صدّيقانْ سخن مىگويى و چون فرود مىآيى، مانند كسانى رفتار مىكنى كه همه چيز را حلال مىشمُرند!
پس اگر واقعاً اين گونه باشد، به خود، ضرر زدهاى و در معرض تأديب من قرار گرفتهاى. واى بر تو كه بگويى:" بزرگى و كبر، پوشش من است و هركس در آن با من درافتد، بر او خشمناك مىشوم"![١] لازم نيست هميشه به خود، روغن بمالى. آيا پيامبر خدا چنين فرمان داده است؟!
چه چيزى موجب آن گشته كه بر منبر، چيزى بگويى و سپس خلاف آن عمل كنى تا كار به جايى برسد كه مردم بر ضدّ تو گواهى دهند و شاهدان بر ضدّ تو فراوان گردند و خشم خدا بر تو بيش شود؟ تو چگونه اميد دارى در نعمتهايى كه از بيوهزنان و يتيمانْ گِرد آوردهاى، حرص بورزى و پاداش صالحان را برايت بنويسند؟!
[١] متن تاريخ اليعقوبى در اين جا روشن نيست. در حديث قبلى، متنِ درست آن آمد.( م)