دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣٣ - ٢٠ جعدة بن هبيره مخزومى
او در جنگ صِفّين با عتبة بن ابى سفيانْ روياروى شد و با شكوهى تمام با وى گفتگو كرد و جايگاه والاى على ٧ را ستود و در طعن ابوسفيان، به استوارى سخن گفت و عتبه در رزمِ روياروى با جُعده، تاب نياورد و گريخت.
گفتگوى جعده با عتبه نشان دهنده درك عميق او از موضع بر حقّ على ٧ و سفاهت و پليدى دشمن است.
على ٧ جُعده را به حكومت خراسان گماشت. او به هنگام شهادت مولا ٧ در كوفه بود و پس از ضربت خوردن على ٧ به جاى آن حضرت، نماز گزارد.
جعده به روزگار حكومت معاويه، زندگى را بدرود گفت.
٦٣٩٥. رجال الكشّى: عتبة بن ابى سفيان به جُعده گفت: شدّت و صلابتت در جنگ، برگرفته از دايىات است [، نه از پدرت].
جعده به او گفت: اگر دايى تو هم مانند دايى من بود، پدرت را فراموش مىكردى!
٦٣٩٦. وقعة صِفّين: عتبه گفت: اى جعده! به خدا سوگند، چيزى جز محبّت دايىات، تو را به مقابله با ما نياورد ... و جعده گفت: امّا درباره محبّتم به دايىام، [بدان كه] به خدا سوگند، اگر تو هم دايىاى به مانند او داشتى، پدرت را از ياد مىبردى.
٦٣٩٧. وقعة صِفّين به نقل از اصبغ بن نُباته: چون على ٧ وارد كوفه شد، به او گفته شد: تو را به كدام كاخ ببريم؟ گفت: مرا به كاخ نابودى و تباهى در نياوريد! پس بر جُعدة بن هُبَيره مَخزومى وارد شد.
٦٣٩٨. المستدرك على الصحيحين به نقل از مُصعَب بن عبد اللّه زُبَيرى: جُعْده گفت: