دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥١٧ - ٨٣ مالك اشتر
مالك، پس از جنگ صِفّين به محل مأموريت خود بازگشت و چون در مصر، كار بر محمّد بن ابى بكرْ دشوار گشت و مصريان بر او شوريدند، امام ٧ مالك را فرا خواند و او را بر حكومت مصر گمارد.
مولا ٧ كه با توجه به شايستگىها، والايىها، تدبير، نستوهى و هوشمندى و كارآگاهى مالك، وى را بدين سمت گمارده بود، در معرّفى او به مردم آن ديار نوشت:
«... من بندهاى از بندگان خدا را به سوى شما روانه كردم كه در روزهاى هراس نمىخوابد و در ساعتهاى ترس، روى از دشمن بر نمىتابد و براى بدكاران، از آتش سوزانْ سختتر است. او مالك، پسر حارث، از قبيله مَذحِج است.
به او گوش سپاريد و تا آن گاه كه حق مىگويد از او فرمان بريد كه او شمشيرى از شمشيرهاى خداست. نه تيزى آن كُند مىشود و نه ضربتش بىاثر. اگر به شما فرمان داد كه" حركت كنيد"، حركت كنيد و اگر گفت:" بِايستيد"، بايستيد كه جز به فرمان من، نه پيشروى كند و نه عقبنشينى، و نه كارها را پس و پيش مىاندازد.
بدانيد كه من [در اعزام او] شما را بر خودم مقدّم داشتم؛ چرا كه او خيرخواه شماست و در برابر دشمنانتان سرسخت است».
آيين نامه حكومتى مولا كه به «عهدنامه مالك اشتر» مشهور شده است بلندترين و شكوهمندترين سند عدالت گسترى و حكومت صالح است كه جاودانه تاريخ است.[١]
[١] ر. ك: ج ٧ ص ١٩( وظايف مالك اشتر در حكومت مصر).