دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥١٣ - ٨٣ مالك اشتر
مالك، پس از جنگ جمل، فرماندار جزيره (مناطقى ميان بين دجله و فرات) شد. اين منطقه به سرزمين شام، حوزه حكومتى معاويه، نزديك بود. على ٧ قبل از آغاز جنگ صِفّين، مالك را فرا خواند.
مالك در جنگ صِفّين، در آغاز، فرماندهى طلايه سپاه را به عهده داشت كه طلايه سپاه معاويه را درهم شكست. همچنين، آن هنگام كه سپاهيان معاويه مسير آب را بر روى سپاهيان امام ٧ بستند، مالك، نقش تعيينكنندهاى در آزاد سازى آبراه داشت.
او در هنگام نبرد، رزمآورى بىباك، بُرنا دل، فوقالعاده دلير و سختكوش بود و در صفّين، به همراه اشعث، فرماندهى سپاه را بر عهده داشت. و در طول جنگ، گاه فرماندهى سواره نظام كوفه و گاهْ فرماندهى بخشهايى ديگر از سپاه، از آنِ او بود.
در صِفّين، در نبردهاى آغازينِ ماه ذى حجّه، مسئوليت اصلى و نقش بنيادين بر دوش مالك بود و در مرحله دوم (ماه صفر) نيز فرماندهى روزانه دو روز از هشت روز را بر عهده داشت.
مالك، در نبردهاى تن به تن و گشودن گِرِههاى جنگ و حلّ مشكلات سپاه و به پيش بردن سپاهيان به فرمان امام ٧، جلوهاى شگفت داشت؛ امّا جلوه خيره كننده و جاودانه مالك، در آخرين روزهاى جنگ، بويژه در «روز پنج شنبه» و «ليلة الهَرير (شب زوزه)»[١] است.
[١] سختترين روز جنگ صفّين، پنج شنبه هفتم صفر سال ٣٧ هجرى است كه جنگ از سحر تا پاسى از شب، يكسره ادامه داشت و بسيارى از سركردگان هر دو سپاه در آن، كشته شدند. ر. ك: ج ٦ ص ٢٠٥( پيكار پنج شنبه) و ص ٢٠٨( ليلة الهرير" شب زوزه").