دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٩٣ - ٨١ قيس بن سعد بن عباده
خدا گمراه مىشوند، عذابى سخت دارند، از آن رو كه روز محاسبه را از ياد بردند».
٦٦٢٤. تاريخ اليعقوبى به نقل از غياث: و چون على ٧ تصميم به جنگ با معاويه گرفت، باز به قيس، نامه نوشت: «امّا بعد؛ عبد اللّه بن شبيل احمسى را به جاى خود بگمار و به نزد من بيا كه مسلمانان همه گِرد آمده و يكپارچه گشتهاند. پس در آمدن، شتاب كن كه من به زودى و در اوّل ماه به جنگ اين ياغيان متجاوز مىروم اگر خدا بخواهد و درنگم جز براى [رسيدنِ] تو نيست؛ خداوند در همه امورمان، براى ما و تو نيكى را رقم زند!
٦٦٢٥. تاريخ الطبرى به نقل از زُهْرى: على ٧ قبل از نصب قيس بن سعد به حكومت آذربايجان، او را مسئول طلايه سپاه عراقْ قرار داد. سپس حكومت آذربايجان را به او سپرد و نيز وى را به فرماندهى نيروهاى ويژهاى كه از ميان اعراب به وجود آورده بود و چهل هزار تن بودند، گمارد. آنان با على ٧ پيمان خون بسته بودند و قيس، پيوسته همه اين مسئوليتها را به عهده داشت تا على ٧ به شهادت رسيد.
٦٦٢٦. وقعة صِفّين به نقل از قيس بن سعد، پيش از جنگ صِفّين: اى امير مؤمنان! در اعزام ما به سوى دشمنان، شتاب كن و مگريز. به خدا سوگند، جهاد با آنان، از جهاد [كافران] تُرك و روم در نظر من دوست داشتنىتر است؛ چون آنان در دين خدا سازش كردند و در ميان ياران پيامبر ٦ اولياى الهى را خوار داشتند، چه مهاجر و انصار را و چه تابعين نيكوكارشان را، و چون بر كسى خشم گرفتند، او را زندانى كردند و يا كتك زدند و يا [از حقوقش] محروم داشتند و يا تبعيدش كردند و نيز اموال ما را براى خود، حلال دانستند و ما را خَدَم و حَشَم خود پنداشتند.