دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٨٣ - ٨١ قيس بن سعد بن عباده
من او را به نيكى كردن با نيكوكارتان و سختگيرى بر شبههافكنان شما و نرمى با عوام و خواصّ شما فرمان دادهام. او از كسانى است كه من روشش را مىپسندم و به ساماندهى و خيرخواهى او اميد دارم.
از خداى عز و جل براى خود و شما، عملى پاك و پاداشى فراوان و رحمتى فراگير مىطلبم. والسلام عليكم و رحمة اللّه وبركاته!
٦٦١٦. الكامل فى التاريخ: قيس، خارج شد و با هفت تن از همراهانش به مصر وارد شد ...، از منبر، بالا رفت و بر آن نشست و فرمان داد تا نامه امير مؤمنان به مردم مصر درباره انتصابش خوانده شود كه در آن، مردم مصر را به بيعت با او و يارى و كمكش در راه حق، فرمان داده بود.
سپس به سخنرانى برخاست و گفت: خدايى را سپاس كه حق را آورد و باطل را ميراند و ستمكاران را خوار كرد.
اى مردم! ما با كسى بيعت كرديم كه او را بهترين فرد پس از پيامبرمان مىدانيم. پس اى مردم! برخيزيد و با او بر كتاب خدا و سنّت پيامبرش بيعت كنيد كه اگر ما چنين رفتار نكنيم، بيعتى براى ما بر گردن شما نيست.
پس مردم برخاستند و بيعت كردند و مصر، سامان گرفت و [قيس،] كارگزارانش را بر سراسر آنجا گمارد، جز يك آبادى به نام «خَرنبا» كه مردم آن، كشته شدن عثمان را بزرگ مىشمردند. فرمانده آنان، مردى از تيره بنى كنانه از قبيله بنى مُدْلِج به نام يزيد بن حَرْث بود كه كسى را به سوى قيس فرستاد و او را به خونخواهى عثمان فرا خواند.
و مَسلَمة بن مُخَلَّد نيز عَلَم خونخواهى عثمان را برافراشته بود. قيس به سوى او پيغام فرستاد: واى بر تو! آيا عليه من برمىخيزى؟! به خدا سوگند، دوست ندارم كه حكومت شام و مصر را با هم داشته باشم و تو را بكشم.
پس مسلمه برايش پيغام فرستاد: تا تو حاكم مصرى، عليه تو كارى نمىكنم.
قيس كه دورانديش و محتاط بود، كسى را به سوى مردم خَرنبا فرستاد كه: من شما را به بيعت كردن، وادار نمىكنم و از شما دست مىكشم