دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٥٩ - ٧٨ قدامة بن عجلان ازدى
تو هستند، بده و نياز و نادارى آنان را برطرف كن و هر چه مانْد، به سوى ما بفرست تا ميان كسانى كه نزد ما هستند، قسمت كنيم.
به مردم مكّه بگو كه از ساكنان، اجاره نگيرند؛ چرا كه خداى سبحان مىفرمايد: «عاكف و بادى در آن، يكساناند». عاكف، مقيم مكّه است و بادى، آن كس است كه به حج مىآيد و جزو مردم مكّه نيست.
خدا، ما و شما را بدانچه دوست دارد، موفّق بدارد. والسلام!
٦٥٩٦. الطبقات الكبرى: قُثَم در خراسان جنگيد و فرماندار خراسان، سعيد بن عثمان، به قُثَم گفت: هزار سهم برايت كنار مىنهم.
گفت: نه. خُمس آن را بده، سپس حقوق مردم را به آنها بپرداز و سپس هر چه خواستى به من بده.
قُثَم، وارسته و فاضل بود و در سمرقند درگذشت.
٧٨ قُدامة بن عَجْلان ازْدى
قُدامه از فرمانداران روزگار خلافت على ٧ بر منطقه كَسكَر[١] است. از نامهاى كه امام ٧ بدو نگاشته است، چنين بر مىآيد كه وى در تصرّف بيت المال، راه افراط گزيده و از اين رو، مورد انتقاد امام ٧ قرار گرفته است. گزارش بيشترى از چگونگى زندگانى وى به دست نيامد.
٦٥٩٧. أنساب الأشراف: قُدامة بن عَجْلان، كارگزار على در كَسْكَر بود.[٢]
٦٥٩٨. امام على ٧ در نامهاش به قدامة بن عجلان، كارگزارش در كسكر: امّا بعد؛ آنچه
[١] كسكر، منطقه پهناورى است كه مركز آن، شهر واسط در ميان كوفه و بصره است و گفته مىشود از طرف شرق به انتهاى رود نهروان تا محلّ ريختن رود دجله به خليج فارس، محدود است( معجم البلدان: ج ٤ ص ٤٦١).
[٢] در تاريخ خليفة بن خيّاط: ص ١٥١، به جاى« كسكر»،« بحران» آمده است.