دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٥ - ٤ ابو ذر غفارى
دلى شاد از اين كه از زير بار مسئوليت حقگويى، شانه خالى نكرده است و با قلبى آكنده از غم كه تنهايش گذاشتند، و او را از مرقد مطهّر حبيبش پيامبر خدا جدا ساختند.
عبد اللّه بن حواش كعبى مىگويد: ابو ذر را در ربذه ديدم، نشسته در سايه سايبانى، تنهاى تنها. گفتم: هان، ابو ذر! تنهايى؟
گفت: هماره امر به معروف و نهى از منكر، شعارم بود و حقگويى شيوهام و اين همه، همراهى برايم باقى نگذاشت.
ابو ذر به سال ٣٢ هجرى زندگى را بدرود گفت و آنچه را كه پيامبر خدا در آينه زمان ديده بود و گفته بود كه: «خدا رحمت كند ابو ذر را! تنها زندگى مىكند، تنها زندگى را بدرود مىگويد و در هنگامه قيامت، تنها برانگيخته مىشود»، جامه واقعيت پوشيد.
گروهى از مؤمنان، از جمله مالك اشتر، پس از مرگ آن صحابى بزرگْ فرا رسيدند و با تجليل و احترام، پيكر نحيف آن حقگوى روزگار را به خاك سپردند.[١]
[١] مشهور، اين است كه ابو ذر به هنگام خلافت عثمان، افشاگرىِ ناروايىها و بدعتهاى عثمان را پيشه ساخت، ستمها، تبعيضها و قومگرايىها را افشا كرد و بدين سان، حكومت، وجودش را در مدينه برنتابيد و او را به شام تبعيد كردند و چون ابو ذر در شام نيز شيوه خود را ادامه داد و زشتىها و ناروايىهاى معاويه را عيان ساخت، معاويه از دست وى به عثمانْ شكوه كرد و عثمانْ او را به مدينه بازگرداند و به ربذه تبعيد كرد و ... امّا برخى از پژوهشگران، در پرتو اسناد تاريخى و در نتيجه سنجش نقلهاى مختلف، بر اين باورند كه ابو ذر، روزگارى طولانى در شام بوده است؛ يعنى وى پس از مرگ ابوبكر، راهى شام شده و بذر تشيّع را در مناطقى از شام پاشيده است( ابو ذر غفارى، محمّد جواد آل فقيه، ص ٦٥ به بعد).