دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٣٥ - ٥٣ عامر بن واثله
٦٥١٥. سير أعلام النبلاء به نقل از عبد الرحمن هَمْدانى: ابوطُفَيل بر معاويه وارد شد. [معاويه] گفت: روزگار از مصيبت على براى تو چه گذاشته است؟
گفت: چون مصيبت پيرزن و پيرمردى كه فرزندى برايشان نمانده است.
گفت: محبّتت به او چگونه است؟
گفت: همچون محبّت مادر موسى به موسى، و با اين حال، از كوتاهى خود، به پيشگاه خدا شكايت مىبرم.
٦٥١٦. الاستيعاب: روزى ابو طفيل بر معاويه وارد شد. معاويه به او گفت: اندوهت در فقدان دوستت ابو الحسن، چگونه است؟
گفت: مانند غم مادر موسى بر موسى، و با اين حال، از كوتاهى خود به پيشگاه خدا شكايت مىبرم.
٦٥١٧. تاريخ اليعقوبى: ابو طفيل عامر بن واثله از ياران على ٧ بر عمر بن عبد العزيز وارد شد و به او گفت: اى امير مؤمنان! چرا سهم مرا قطع كردى؟
عمر گفت: به من خبر رسيده كه تو شمشيرت را صيقل داده و نيزهات را تيز كرده و تيرت را تراشيده و كمانت را آماده ساختهاى و به انتظار امامِ قيام كننده نشستهاى. پس چون قيام كرد، سهمت را كامل مىدهد.
ابو طفيل گفت: خداوند از تو در اين باره خواهد پرسيد.
عمر، از رفتار خويش شرمگين شد و سهمش را داد.
٦٥١٨. تاريخ دمشق به نقل از ابو عبد اللّه حافظ: شنيدم كه ابو عبد اللّه (محمّد بن يعقوب احزم) در پاسخ به اين پرسش كه چرا بخارى حديث ابو طفيل عامر بن واثله را نقل نكردهاست، مىگويد: چون او در تشيّع، زياده روى مىكرد.