دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٦٧ - ٤٣ سلمان فارسى
بگو. فرمود: «از كدام يارانم؟». گفتند: آنان كه همراه پيامبر ٦ نيز بودند. فرمود: «همه ياران پيامبر ٦، ياران مناند. از كدام يك بگويم؟». گفتند: از كسانى كه مىبينيم به آنها اظهار لطف مىكنى و فقط بر آنها درود مىفرستى. از سلمان برايمان بگو. فرمود: «چه كسى برايتان مانند لقمان حكيم مىشود؟ او مردى از ما و براى ما اهل بيت است. دانش نخستين و آخرين را دريافت و كتاب اوّل و آخر را خواند؛ دريايى است پايانناپذير».
٦٤٨٥. الأمالى، طوسى به نقل از منصور بن بُزُرج: به امام صادق ٧ گفتم: سرور من! چرا اين همه ياد سلمان فارسى را از شما مىشنوم؟
فرمود: «مگو فارسى؛ بلكه بگو: سلمان محمّدى. آيا مىدانى چرا اين همه از او ياد مىكنم؟»
گفتم: نه.
فرمود: «به خاطر سه چيز. نخست، اين كه خواسته امير مؤمنان را بر خواسته خود، مقدم مىداشت. دوم، اين كه بينوايان را دوست مىداشت و آنان را بر ثروتمندان و شوكتمندان، ترجيح مىداد. سوم، اين كه دانش و دانشمندان را دوست مىداشت.
بىگمان، سلمان، بندهاى شايسته، پاك دين (مستقيم و معتدل) و مسلمان بود و از مشركان نبود».
٦٤٨٦. المستدرك على الصحيحين به نقل از عوف بن ابى عثمان نَهدى: مردى به سلمان گفت: چه محبّت شديدى به على دارى! گفت: شنيدم كه پيامبر خدا مىفرمايد: