دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٨٩ - ٣٢ خزيمة بن ثابت(ذو شهادتين)
حق»، استوار ماند و از جمله كسانى بود كه فرياد دفاع از خلافت على ٧ را در مسجد پيامبر ٦ سرداد و با تكيه بر عنوان و جايگاهى كه پيامبر خدا به او داده بود، گواهى داد كه پيامبر ٦ اهل بيت : را معيار شناخت حق از باطل، معرّفى كرده است و پيشوايى را به نام آنان رقم زده است.
خزيمه در نبردهاى على ٧، در محضر آن بزرگوار، استوار گام بود و پس از شهادت عمّار بن ياسر، او نيز شهد شهادت نوشيد[١].
٦٤٢٩. رجال الكشّى به نقل از ابو اسحاق: چون عمّار كشته شد، خزيمة بن ثابت به خيمهاش آمد و سلاح خود را افكند و بر خود آب ريخت و غسل كرد و سپس جنگيد تا كشته شد.
٦٤٣٠. أصحاب الإمام أميرالمؤمنين ٧ به نقل از عبد الرحمن بن ابى ليلى: من در صِفّين بودم كه مردى ريش سفيد را ديدم كه دستار بر سر و دهان بند بر صورت دارد و جز دو سوى مَحاسنش ديده نمىشود و به شدّت مىجنگد.
گفتم: اى پير! با مسلمانان مىجنگى؟
[١] در بعضى متون تاريخى، از شركت نكردن خزيمه در جنگ جمل، سخن گفته شده و آمده است: او در جنگ جمل و صفّين سلاح خود را برنكشيد.( ر. ك: المستدرك على الصحيحين: ج ٣ ص ٤٤٩ ح ٥٦٩٧، رجال الكشّى: ج ١ ص ٢٦٨ ش ١٠١) و در جنگ صِفّين، بعد از شهادت عمّار، او به جنگ پرداخته است. اين مطالب، در كتب شيعه و اهل سنّت آمده است و راوى آن نيز، نوه خزيمه است كه« مجهول» شمرده شده است. اين گفتار، با جلالت و شأن خزيمه نيز ناسازگار است( ر. ك: قاموس الرجال: ج ٤ ص ١٧٣).