دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٢٧ - ١٩ جارية بن قدامه سعدى
قبيلههاى سعد[١] و رَباب[٢] به عهده او بود.
جاريه، سخنورى چيرهدست بود. گفتگوهاى او در كشاكش جنگ صِفّين و كلام دليرانه او در كاخ معاويه، و سخنان كوبنده و استوارش در دفاع از مولا ٧، گواهى است بر بلاغت و زبانآورى او.
هنگامى كه اهالى نَجرانْ مرتد شدند، على بن ابى طالب ٧ او را به سوى آنان فرستاد.
پس از جنگ نهروان، غارتگرىها و هجومهاى ستمگرانه معاويه در اطراف سرزمين عراق، آغاز شد. معاويه، عبد اللّه بن عامر حَضْرَمى را به بصره فرستاد تا براى او بيعت گيرد. ابن حضرمى چنين كرد و بر شهر، مسلّط شد.
امام ٧ ابتدا اعيَن بن ضبيعه را براى خاموش كردن فتنه ابن حضرمى به بصره گسيل داشت كه شبانه در بستر به شهادت رسيد. پس از آن، جاريه را به بصره فرستاد و او با تدبير، دقّت و شجاعت، بر شهر، مسلّط شد و امام ٧ او را ستود.
على ٧ در آخرين روزهاى حيات خود، جاريه را براى خاموش ساختن فتنهگرىهاى بُسر بن ارْطات كه در تيره جانى و زشتخويى بىبديل بود به سوى وى گسيل داشت. جاريه در مأموريت بود كه مولا ٧ به شهادت رسيد. جاريه، استوار گام و با شناخت ژرف از حق، از مردم مكّه و مدينه براى امام حسن ٧ بيعت گرفت.
او جانى منوّر و روحى بزرگ داشت و از بيان حق، هرگز نمىهراسيد. چنين بود كه پس از صلح امام حسن ٧ نيز در حضور معاويه از على ٧ دفاع كرد و بر استوارى در موضع خود، تأكيد كرد.
[١] قبيلههاى متعددى با نام سعد وجود داشته است كه بزرگترين آنها از طائف نشأت گرفته است( ر. ك: معجم قبائل العرب: ج ٢ ص ٥١٢).
[٢] رَباب، پنج قبيله به نامهاى ضبة، ثور، عكل، تيم و عدى بودند كه گرد هم آمدند و از اينرو به نام رباب مشهور شدند( ر. ك: تاج العروس: ج ١ ص ٢٦٤« ربب»).