دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١١٥ - ١٥ اويس قرنى
٦٣٨٤. حلية الأولياء به نقل از اصبغ بن زيد: تنها مانع اويس از آمدن به نزد پيامبر خدا، نيكىِ او به مادرش بود.
٦٣٨٥. خصائص الأئمّة : به نقل از اصبغ بن نُباته: با امير مؤمنان در صِفّين بودم. ٩٩ نفر با او پيمان بستند. فرمود: «پس صدمين نفر كجاست؟ پيامبر خدا به من فرموده است كه امروز، صد نفر با من بيعت مىكنند».
مردى پشمينه پوش كه دو شمشيرْ حمايل كرده بود، آمد و گفت: دستت را بده تا با تو بيعت كنم.
فرمود: «بر چه بيعت مىكنى؟». گفت: بر بذل جانم در راه تو.
فرمود: «تو كيستى؟». گفت: اويس قرنىام.
سپس بيعت كرد و هماره در پيش روى وى مىجنگيد تا به شهادت رسيد و او را در ميان پياده نظام لشكر، كشته يافتند.
٦٣٨٦. امام كاظم ٧: چون روز قيامت شود، ... ندا دهندهاى ندا در مىدهد: حواريان على بن ابى طالب، وصىّ محمّد بن عبد اللّه پيامبر خدا كجايند؟ پس عمرو بن حَمِق خُزاعى و محمّد بن ابى بكر و ميثم بن يحيى تمّار (هم پيمان بنى اسد) و اويس قرنى بر مىخيزند.
٦٣٨٧. الأمالى، طوسى: به اويس بن عامر قرنى گفته شد: اى ابو عامر! چگونه صبح كردى؟ گفت: چه گمان مىبَريد به كسى كه مسافرِ راه آخرت است و هر روز، مرحلهاى را طى مىكند، در حالى كه نمىداند در پايان سفر به بهشت در مىآيد يا به دوزخ؟
٦٣٨٨. حلية الأولياء به نقل از اصبغ بن زيد: اويس قرنى چون شب مىشد، [گاه] مىگفت: امشب، شب ركوع است. پس ركوع مىكرد تا صبح مىشد و [گاه] مىگفت: امشب، شبِ سجود است. و سجده مىكرد تا صبح مىشد.