شرح و تفسیر دعای ابوحمزه ثمالی - ایزدی، عباس - الصفحة ٨٠ - فرق شكر و حمد
نكند متشكر و ممنونم.و ممكن است چيزى مدح باشد ولى حمد نباشد و آن در مورد جمال و زيبائى غير اختيارى است؛مثلا كسى خوشاندام است مىگوئيم بهبه!جلّ الخالق!خداوند چه موجود زيبائى آفريده است!در اينجا زيبائى به اختيار شخص نيست و اگر او را به اين صفت تعريف كرديم اين مدح و ثنا است.
نكتۀ جالب ملاّ عبد اللّه دربارۀ«الحمد للّه»
«اللّه»علم است براى ذات واجب الوجود مستجمع جميع صفات كمالّيه.الف و لام «الحمد»يا جنس است يعنى جنس حمد مخصوص خداست و يا الف و لام استغراق است،يعنى همه افراد جنس حمد(كلّ حمدها)براى خداست.حتى اگر مثلا استادى را تعريف كرديم كه چه استاد خوبى است،در حقيقت چون خوبى اين استاد منتهى به خداوند است،اينطور تعريفها برمىگردد به تعريف ذات حق تعالى.
ملاّ عبد اللّه در ديباچۀ كتاب حاشيه كه در موضوع منطق نوشته،مىگويد:كلمۀ «الحمد لله»هم مدّعا است و هم دليل.زيرا در ابتدا مىگوئيم همۀ حمدها از تمام حمدكنندگان براى خداوند است.چرا؟براى اينكه خداوند«اللّه»است يعنى ذات داراى همۀ صفات كماليه و همين جهت كه خداوند ذات جامع همۀ صفات كمالّيه است علت مىشود كه تمام حمدها و ستايشها براى خدا باشد [١]و به اصطلاح:
«تعليق حكم بر وصف مشعر به عليّت است»يعنى وقتى حكمى را وابسته به وصفى كرديم مىفهماند كه اين وصف علّت آن حكم است.مثل اينكه مىگوئيم:
«شخص عالم را احترام كن»يعنى چون عالم است بايد احترام شود.در اينجا هم مىگوئيم چون همه صفات كمال از خداست،بنابراين همه حمدها براى او است و شايسته است كه همه ستايشها براى خدا باشد.
[١].حاشيه ملا عبد اللّه،ديباچه.