شرح و تفسیر دعای ابوحمزه ثمالی - ایزدی، عباس - الصفحة ٤٨٥ - دعاى ابو حمزه ثمالى
و انا يا سيّدى عائذ بفضلك هارب منك اليك متنجّز ما وعدت من و من اى آقايم به فضلت پناهنده گشته و از تو بسوى خودت گريختهام و خواستارم آنچه را وعده كردى از الصّفح عمّن احسن بك ظنّا و ما انا يا ربّ و ما خطرى؟هبنى چشمپوشى نسبت به كسى كه خوشگمان به تو است،من چهام پروردگارا؟و چه اهميتى دارم؟مرا بفضلك و تصدّق علىّ بعفوك اى ربّ جلّلنى بسترك و اعف عن به فضل خويش ببخش و با عفو خود بر من نيكى كن و منت گذار،پروردگارا مرا به پوشش خود بپوشان توبيخى بكرم وجهك فلو اطّلع اليوم على ذنبى غيرك ما فعلته و به كرم ذاتت از سرزنش كردن من درگذر پس اگر ديگرى جز تو بر گناهم آگاه مىشد آن گناه را انجام نمىدادم و لو خفت تعجيل العقوبة لا اجتنبته لا لانّك اهون النّاظرين و اخفّ و اگر از زود به كيفر رسيدن مىترسيدم باز هم پرهيز مىكردم و اينكه بدين وصف گناه كردم نه براى آنكه تو سبكترين بينندگانى المطّلعين[علىّ]بل لانّك يا ربّ خير السّاترين و احكم الحاكمين و يا بىمقدارترين مطّلعين هستى بلكه براى آن بود كه تو اى پروردگار من بهترين پوشندگان و حكمكنندهترين حاكمان و اكرم الاكرمين ستّار العيوب غفّار الذّنوب علاّم الغيوب تستر و گرامىترين گراميان و بسيار پوشاننده عيوب و آمرزنده گناهانى.گناه را به كرمت مىپوشانى الذّنب بكرمك و تؤخّر العقوبة بحلمك فلك الحمد على حلمك بعد و كيفر را به واسطه بردباريت به تأخير مىاندازى.پس ستايش سزاوار تو است بر بردباريت پس علمك و على عفوك بعد قدرتك و يحملنى و يجرّئنى على از دانستن و بر گذشتت پس از توانايى و همين گذشت تو از من،مرا وادار كرده و دلير ساخته بر معصيتك حلمك عنّى و يدعونى الى قلّة الحياء سترك علىّ نافرمانيت و همان پردهپوشيت بر من مرا به بىشرمى واداشته و يسرعنى الى التّوثّب على محارمك معرفتى بسعة رحمتك و همان معرفتى كه من به فراخى رحمت و بزرگى عفوت دارم،مرا به دست زدن به كارهاى حرامت شتابان مىكند