فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٢٨٢ - اول - جانى منفرد باشد
١٤- اگر شخصى به خيال اينكه طرف شناگر و به فنّ شنا آشنااست و با چنين اعتقادى او را در آب هل دهد و بعداً معلوم شود كه او شنا بلد نبوده و خودش هم از فنّ نجات غريق بىبهره باشد و نتواند او را نجات دهد قتل واقع شده عمدى نيست، مرتكب آن قصاص نمىشود و فقط ديه جنايت را بايد بپردازد.
١٥- اگر كسى، شخصى را حجامت كند يا رگ اورا بزند و براى بندآمدن خون، دست او را نبندد و خونريزيش را جلوگيرى نكند و آن قدر خون از او برود تا بميرد قصاص مىشود، ولى اگر رگ او را بزند و دست از او بكشد و به دنبال كار خود برود، در صورتى كه مجروح مىتوانسته از خونريزى خود جلوگيرى كند و عمداً و از روى سهلانگارى جلوگيرى نكند تا بميرد قصاص و ديه قتل هيچكدام به عهده رگزن نمىآيد بلكه تنها ديه رگزنى را بايد بپردازد؛ اما اگر شخص قادر بر جلوگيرى از خونريزى خود نبوده و رگ زن هم اين را مىدانسته و با اين حال رگ او را نبندد قصاص مىشود، و نيز اگر رگزن نداند كه طرف قادر بر بستن رگ خود هست يا نه، و به قصد قتل او يا به اميد قتلش او را رگ نزده باشد، ولى در اثر همين رگزنى آن شخص بميرد ظاهراً قصاص دارد؛ و در فرضى كه قصد قتل او را نكرده بلكه قصد داشته بعداً دست او را ببندد و از خونريزيش جلوگيرى كند ولى در اثر اين رگزنى بميرد قصاص نمىشود و تنها ديه شبه عمد به عهدهاش مىآيد.
١٦- اگر كسى عمداً از بالاى بلندى مانند بام خانه كه غالباً به علت بلندى سبب قتل مىشود خود را به روى ديگرى كه در پايين قرار دارد بيندازد، و او با اين ضربه بميرد، هرچند كه كشته شدن آنكه در پايين است به خاطر ضعف پيرى يا خردسالى يا بيمارى باشد، ولىّ مقتول حقّ قصاص دارد، و نيز اگر ارتفاعش به اين مقدار نباشد، در صورتى كه به قصد كشتن او خود را بر روى او انداخته باشد، يا به اميد كشتنش چنين كارى را كرده باشد قصاص مىشود، و اگر قصد كشتن او را نداشته باشد قتل شبه عمد است و در همه صور اگر آن كسى كه عمداً خود را پرتاب كرده بميرد خونش هدر است.
١٧- اگر كسى بدون قصد و اختيار از بلندى بيافتد و پايش به طنابى يا سيمى گير كند