فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٢٨١ - اول - جانى منفرد باشد
٨- اگر كسى، شخصى را با عصا و مانند آن به قدرى مكرر بزند كه طرف بميرد و يا با مشت مكرر به او ضرباتى غير قابل تحمّل وارد آورد و در نتيجه با همان ضربات بميرد مرتكب قتل عمدى شده است و قصاص دارد.
٩- اگر كسى شخصى را با چيزى بزند كه باعث مردن طرف نيست لكن به خاطر آن بيمار شود و با همان مرض بميرد اگر قصد قتل نداشته باشد ظاهراً قتل عمدى به حساب نمىآيد و قصاص ندارد، ولى اگر قصد كشتن او را داشته محكوم به قصاص مىشود.
١٠- اگر كسى شخصى را از خوردن غذا و نوشيدن آب در مدّتى منع كند كه امثال آن شخص تحمّل آن مقدار گرسنگى و تشنگى درآن مدّت را ندارند و همين كار سبب مرگ آن شخص شود قتل عمدى است هرچند كه در اصل قصد كشتن او را نداشته باشد.
١١- اگر كسى شخصى را از غذا در مدّتى كه عادتاً قابل تحمّل است و كسى به خاطر آن نمىميرد جلوگيرى نمايد، و لكن تصادفاً آن شخص بميرد، و يا به خاطر آن گرسنگى و تشنگى بيمار شود و به همان بيمارى فوت كند در اين فرض اگر قصد كشتن او را داشته هرچند به صرف اميد باشد قصاص دارد و گرنه تنها ديه به عهده او مىآيد.
١٢- اگر كسى شخصى را در آتش بيندازد و او نتواند بيرون آيد، يا او را نگذارد بيرون رود و در نتيجه او بميرد قصاص دارد، و اگر خود آن شخص عمداً بيرون نيايد و فوت كند آن كس نه قصاص مىشود و نه ديه قتل بدهكار مىشود، بلكه تنها ديه جنايتى را كه مرتكب شده يعنى او را به طرف آتش هل داده به عهدهاش مىآيد، و اگر براى حاكم وضع او روشن نشود هر دو وجه- يعنى بيرون نيامدنش از آتش به علت عجز يا عمد- محتمل باشد باز هم نه قصاص ثابت مىشود و نه ديه قتل به عهدهاش مىآيد.
١٣- اگر كسى شخصى را به دريا و يا نظير آن بيندازد و او از بيرون آمدن عاجز شود تا بميرد و يا همين شخص نگذارد بيرون آيد تا در آب غرق شود و بميرد مرتكب آن قصاص مىشود، و اگر خودش عمداً بيرون نيايد و يا حاكم علّت بيرون نيامدن او را به دست نياورد مرگ او موجب قصاص و ديه قتل نمىشود و تنها موجب ديه جنايت مىگردد.