فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ١٨٨ - مواردى كه تقسيم اجبار و تراضى هر دو ممكن است
ولى اگر بخواهند پيش از بيرون آمدن بذر از زمين تقسيم صورت گيرد ممتنع مجبور به تقسيم نمىشود، چون جهل او به محصول مانع تعديل است و اگر سنبل يعنى خوشه نمايان باشد تقسيم مىشود و ممتنع مجبور مىشود.
٣٦٨- اگر دو نفر مثلًا در دو مرتع يا دو باغ يا دو مزرعه يا چند چيز از اين قبيل شريك باشند و يكى از آنها درخواست كند تقسيم بعضى با بعضى ديگر را، مثلًا تقسيم يك باغ را با مرتع، و ديگرى از اين تقسيم امتناع ورزد، جائز نيست ممتنع را به چنين تقسيمى مجبور نمود؛ اما اگر شريك تقسيم آن دو چيز را جداگانه خواستار شود و شريك ديگر امتناع ورزد، مىشود او را به اين قسمت مجبور نمود، و همچنين اگر در حبوبات مختلفه، يا در يك باغ با درختان متفاوت، يا در يك خانه با اطاقهاى متعدد يا در چند دكان به هم پيوسته شريك باشند و يكى درخواست قسمت كند و ديگرى امتناع ورزد، در همه اين موارد تقسيم اجبار جائز است، و بطور كلى اگر مالهاى مشترك را عرف چند تا حساب كند هركدام بايد جداگانه تقسيم شود و نمىشود ممتنع را در تقسيم بعضى با بعضى ديگر مجبور نمود و اگر عرف همه اموال مشترك را يك مال به حساب بياورد، قسمت اجبار جائز است يعنى مىشود ممتنع را به تقسيم مجبور نمود.
٣٦٩- اگر يكى از شركاء مدَّعى شود تقسيم غلط انجام شده چنانچه بينه يا علم وجدانى در كار نباشد حرفش پذيرفته نمىشود، و اگر مدَّعى شود و به شريكش بگويد تو مىدانى تقسيم غلط انجام شده و او منكر شود، مىتواند وى را قسم نفىعلم بدهد پس اگر نكول كند قسم به مدَّعى بر مى گردد، چنانچه مدَّعى قسم بخورد بايد مال دوباره قسمت شود.
٣٧٠- شركاء نمىتوانند قاسم را قسم بدهند، زيرا به قسم غير، مال ثابت نمىشود و اگر خود شركاء قاسم باشند و بعد يكى مدَّعى شود تقسيم غلط واقع شده، نمىتواند طرف را قسم نفى علم بدهد، چون مىداند او در جهل مركب است و اما اگر مدَّعى شود من و تو هر دو فهميديم در تقسيم اشتباه واقع شده مىتواند طرف را قسم نفىعلم بدهد.
٣٧١- هرگاه زمينى مشترك بين دو نفر باشد و آنان زمين را تقسيم كنند و سپس معلوم شود بخشى از آن زمين مال آنها نيست، در اين صورت اگر تمام يك ثلث غصبى به