فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٨٧ - دسته اول - امور واجبه
مُدَّعىعليه زنى است كه از خانه بيرون نمىآيد و وكيلى هم براى خود تعيين نكرده است، قاضى كسى را جهت وكيل شدن نزد او بفرستد. ٦- اگر زن مذكور در بند قبل موظّف به سوگند خوردن است، قاضى امين خود را با دو گواه بفرستد كه او را سوگند دهند.
٧- با طرفين دعوى بطور تساوى برخورد كند- هرچند رتبه آنها از حيث آبرو و جايگاه مختلف باشد- يعنى: الف- به همه آنها به يك صورت سلام كند، ب- جواب سلام همه آنها را به يك صورت بدهد، ج- همه آنها را در يك رديف بنشاند، د- بطور يكسان به همه آنها نگاه كند، ه- با همه آنها يك اندازه سخن بگويد، و- با همه به يك چهره برخورد نمايد، ز- سائر آداب و احترامات را يكسان بجا آورد. ٨- چنانچه طرفين يا اطراف نزاع يكى بعد از ديگرى وارد محكمه شوند، ابتداء سخن كسى را بشنود كه اول وارد شده است؛ مگر اينكه خود آن شخص راضى به تأخير شود و نوبتش را به ديگرى بدهد، و يا تأخّر ضرورتى داشته باشد مانند مستعجل و كسى كه مريض باشد يا قدرت نشستن نداشته باشد، و در رعايت نوبت فرقى بين شريف و وَضيع و زن و مرد نيست، و اگر همه افراد متخاصم با هم وارد شدهاند و يا يكى پس از ديگرى وارد شده ولى قاضى نمىداند كدام جلوتر بوده و طريقى هم براى إثبات متقدّم وجود ندارد و همه آنها نيز مىخواهند ابتداء سخن بگويند، قاضى مىتواند بينشان قرعه بيندازد.
٩- در حكم كردن عدالت را رعايت نمايد؛ ولى واجب نيست در دل هم بطور يكسان به آنان تمايل داشته باشد، البته اين در زمانى است كه طرفين نزاع هر دو مسلمان باشند؛ و امّا اگر يكى از آنها غير مسلمان باشد، جائز است مسلمان را بيشتر از كافر احترام كند؛ و اما عدالت در حكم در هر حال واجب است، چه طرفين دعوى هر دو مسلمان يا هر دو كافر باشند و چه يكى از آنها مسلمان و ديگرى كافر باشد.
١٠- هرگاه مُدَّعىعليه منكر حق شود و مدَّعى ادّعاء كند كه گواه دارد، بايد قاضى به او امر كند كه گواهش را احضار نمايد؛ ولى حق بازجويى از گواهان را ندارد؛ مگر به